مسئله کاهش ارزش پول ملی، نظریه برابری قدرت خرید و ارتباط متقابل متغیرهای پولی و ارزی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری اقتصاد دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 استادیار گروه اقتصاد دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
3 استاد گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران،
doi
10.22034/es.2023.366866.1629چکیده
جهشهای شدید ارزی و تضعیف شدید ارزش ریال در سالهای اخیر، آسیب جبران ناپذیری بر اقتصاد ایران وارد کردهاست. در این مقاله رویکرد تحلیلی برخی از سیاستگذاران اقتصادی کشور، مبنی بر لزوم افزایش نرخ ارز به اندازه اختلاف نرخ تورم داخلی و خارجی بر اساس نظریه برابری قدرت خرید مورد بررسی قرارگرفتهاست. بدین صورت که ابتدا به آزمون تجربی نظریه برابری قدرت خرید در کوتاهمدت و بلندمدت به روش خودرگرسیون با وقفههای توزیعی(ARDL) پرداخته میشود. سپس از جنبه دیگر صحت ادعای فوق را برمبنای بررسی ارتباط متقابل و همزمان میان متغیرهای پولی و ارزی به روش گشتاورهای تعمیمیافته(GMM) در دوره زمانی ۱۴۰۰-۱۳۴۶ مورد ارزیابی قرار میدهد. نتایج حاکی از آن است که اولاً رفتار نرخ ارز در بازار آزاد در کوتاهمدت و بلندمدت از نظریه برابری قدرت خرید تبعیت نمیکند. ثانیاً نتایج سیستم معادلات همزمان به روش (GMM) نشان میدهد که میان متغیرهای نرخ ارز و سطح قیمتها ارتباط دو سویه و همجهت وجود دارد. بعلاوه تأثیر نرخ ارز بر افزایش قیمتها بیشتر از تأثیر قیمتها بر افزایش نرخ ارز است. بنابراین بر طبق این نتایج رویکرد سیاستی قیمتگذاری نرخ ارز بر مبنای اختلاف نرخ تورم داخل و خارج نمیتواند رویکرد درستی باشد و تعیین نرخ ارز به این شیوه منجر به افزایش شدیدتر قیمتها و ایجاد تنگناهای معیشتی میشود.