مطالعه تاثیر شناختیِ زبانِ فیزیولوژیک بر زبانِ سخن در فارسی و عربی
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
2 گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.22059/jolr.2024.367810.666866چکیده
پژوهش حاضر به مطالعه شناختی زبانهای فارسی و عربی در حوزه چشایی و محصول مترتب بر آن یعنی مزهها میپردازد با این هدف که از بخشی از فهم و ادراک فارسیزبانان و عربزبانان که از طریق حوزه چشایی حاصل میگردد شناخت حاصل نماید. در همین راستا به تحلیل شناختی عبارتهایی که دربردارندهی تاثیرات کارکرد چشاییِ زبان فیزیولوژیک بر زبان گفتاری است، میپردازد. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و در چارچوب رویکرد معناشناسی شناختی است. مطالعه دادهها نشان میدهد که 1. زبانهای مذکور از حوزه چشایی عمدتا برای مفهومسازی مفهوم "آزمودن و ارزیابی" و نتایج ناشی از آن مانند احساس رضایتمندی و لذت یا نارضایتی و درد بهره میبرند؛ 2. واقعیت شناختیِ حوزه چشایی با واقعیت خارجی و متعارف حس چشایی متفاوت مینماید. به لحاظ واقعیت بیرونی، چشیدن تجربهای حسی و موقتی است که تنها گیرنده آن، زبان و صرفا در مورد خوردنیها موضوعیت پیدا میکند ولی سازوکار شناختی این تجربه فیزیکی-چشایی را برای درک و شناخت محیط و مفاهیم انتزاعی بکار میبرد و برای فهم و درک بسیاری از تجربیات و مصادیق محیطی، آنها را میچشد! از چشیدنِ سخن افراد گرفته «شیرینسخن» تا گوشت آنها «گوشت-تلخ» در سازوکار مذکور، تنها گیرنده مزه، زبان نیست بلکه شنیدن نیز ایجاد مزه میکند «با این خبر کاممون تلخ شد» و دل، شیرینی وصال را میچشد «به کام دل رسید»؛ کما اینکه، چشیدن منحصر به خوردنیها نیست و چشم نیز شور و خُلق، تند و روی، ترش تصور میگردد. یکی از نقاط اهمیت درک عالم ناخوردنیها با خوردنیها آنجا نمایان میگردد که مجموعه تناظرهای این استعارهها به ما امکان میدهد با استفاده از دانشی که دربارهی مزهها داریم، دربارهی تجربیات و مصادیق اطراف خود بیاندیشیم. برای نمونه چون بانمکی، مطلوب است پس معاشرت با فردی که بانمک تصور شود نیز راحت و مطلوب فهم میگردد و اینگونه، بانمکیِ فرد موردنظر، دیگر ویژگیهای او که ممکن است نامطلوب باشد را تحت شعاع قرار میدهد همانطور که بانمکیِ نوعی خوراکی میتواند جنبههای مضر آن را نیز مطلوب بنمایاند. نتیجه آنکه مزه نوعی نگرش پدیدارشناسانه و بالطبع ارزیابانه به ماهیت تجارب ما بمثابه حوزه مقصد دارد.