شاخصه‌های مینی‌مالیسم در حکایتی از نهج‌البلاغه

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه بوعلی‌سینا

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی دانشگاه بوعلی‌سینا

doi
چکیده

نهج­البلاغه دربردارنده­ی حکایت­های زیادی است و این حکایت­ها بیشتر تاریخی می­باشند. قدر مسلم هدف امام (ع) در نهج­البلاغه حکایت­گویی نیست و حکایت ابزاری است برای بیان مسائلی از قبیل امور عقیدتی، سیاسی و نظامی. بنابراین ایشان در روایت به تطویل سخن نمی­گویند و به­دنبال شرح و تفصیل حوادث رخ داده نیستند.     با تکیه بر مؤلفه­های نقد جدید در ادبیات داستانی، همگونی­ها و مانندگی­های بسیاری بین حکایت­های نهج‌البلاغه با گونه­ی ادبی مدرن یعنی داستانک می­یابیم که از آن به­عنوان کمینه­گرایی یا مینی­مالیسم یاد می‌شود. جستار حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر عناصر داستانک به بررسی حکایت حمله­ی لشکریان معاویه به شهر انبار که در خطبه جهاد آمده می پردازد. برآیند پژوهش نشان می­دهد که این حکایت از بیش­تر مؤلفه­های داستانک برخوردار است و همگونی­های بسیاری با شاخصه­های این نوع ادبی جدید دارد و از جهت تکنیک­های داستان‌نویسی ممتاز است و در زمره­ی داستانک‌های مینی­مالیستی جای می‌گیرد.