استراتژیهای زنان ایرانی جهت ورود به عرصۀ سیاست و مواجهه با امر سیاسی
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای جامعهشناسی سیاسی دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبائی
2 دانشیار گروه جامعهشناسی، دانشگاه علامه طباطبائی
3 استاد تمام دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
4 دانشیار گروه مطالعات زنان، دانشگاه علامه طباطبائی
doi
10.22059/jwdp.2022.335983.1008131چکیده
زنان ایرانی جهت ورود به عرصۀ سیاست یا مواجهه با امر سیاسی، استراتژیهای متنوعی درپیش میگیرند که هدف این پژوهش، فهم آنها از منظر زنان است. منظور از استراتژی، راهبردهای کلانی است که میتوان در مجموع از رفتارهای فرد در موقعیتهای گوناگون کشف کرد و در نوشتار حاضر بدین معناست که زنان ایرانی از چه سازوکارهای جهت ورود به عرصۀ سیاست و مواجهه با امر سیاسی استفاده میکنند؟ به این منظور چارچوب مفهومی با رویکردی تفسیری - انتقادی و با اتکا به مفاهیم حساسی همچون درک از نابرابری جنسیتی، تجربۀ متفاوت (تجربۀ زیستۀ زنانه) و پیشروی آرام منبعث از دیدگاههایی همچون فمینسیم رادیکال و نظریۀ آصف بیات، تدوین شد. این پژوهش با رویکرد کیفی (مصاحبههای فردی و گروهی) و با روش تحلیل مضمون انجام شده است. براساس نتایج این پژوهش چهار گونه استراتژی مقاومت جنسیتی جسورانه، بیعملی منتظرانه، سیاستورزی زنانه (استراتژی نرم)، و عزلتگزینی مأیوسانه بهدست آمدهاند. ازاینرو میتوان گفت با توجه به تفاوت شیوۀ آگاهی و منشأ آن در افراد، گزینش استراتژی و راهبرد نیز در بین زنان متفاوت است و بهدنبال آن تکثری از الگوهای عاملیت و سوژگی زنان در میدان سیاست وجود دارد. علاوهبراین نتایج پژوهش حاکی از دو نکتۀ مهم است: 1. حساسیتهای جنسیتی و کنشگری سیاسی زنان پیونده خورده و جداییناپذیرند. 2. جنسیت را میتوان بهعنوان یکی از بردارهای تعیینکنندۀ کنشگری سیاسی در عرصۀ خرد و کلان دانست.