نقش مواجب و نذورات مذهبی در تثبیت قدرت سیاسی هخامنشیان؛ تحلیل اسنادی از الواح تخت جمشید

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد گروه تاریخ ،دانشکده ادبیات و علوم انسانی ،دانشگاه تهران ،تهران ،ایران

2 دانشیار گروه تاریخ ،دانشکده ادبیات و علوم انسانی ،دانشگاه تهران ،تهران ، ایران

doi
10.22059/jis.2026.408992.1392
چکیده

قدرت گسترده هخامنشیان نیازمند سازوکارهای مدیریتی و مشروعیت‌بخشی مؤثری بود. در این میان، نقش نهادهای مذهبی و جریان منابع مالی از طریق مواجب و نذورات به معابد،به عنوان ابزاری برای انسجام اجتماعی و سیاسی،نیازمند بررسی دقیق است. این پژوهش بر این فرض استواراست که توزیع و مدیریت این منابع،فراتر از کارکرد صرفاً مذهبی،کارکردی استراتژیک در تثبیت مشروعیت شاهنشاهی و کنترل نخبگان محلی داشته است. هدف اصلی این تحقیق، واکاوی کارکرد سیاسی-اجتماعی نظام مواجب و نذورات مذهبی در دوران هخامنشی،با تمرکز بر داده‌های مستخرج از الواح اقتصادی تخت جمشید است.این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و روش گردآوری داده‌ها مبتنی بر مطالعات اسنادی (کتابخانه‌ای) و تحلیل محتوای کمی و کیفی اسناد اقتصادی باقی‌مانده از تخت جمشید (مانند الواح مالی) است که روابط میان مرکز و نهادهای محلی را نشان می‌دهند.تحلیل اسناد نشان می‌دهد که شاهان به‌طور سازمان‌یافته‌ای منابع مالی کلانی را به معابد و نهادهای مذهبی در سراسر امپراتوری تخصیص می‌دادند.این تخصیص‌ها اغلب با ذکر نام شاه یا خانواده سلطنتی صورت می‌گرفت که این امر موجب می‌شد ساختار مذهبی به عاملی برای تبلیغ و حمایت از سلطنت تبدیل شود.همچنین،ثبات اقتصادی این نهادها از طریق هدایای سلطنتی، وفاداری طبقه کاهنان را تضمین می‌کرد.نظام مواجب و نذورات مذهبی در دوره هخامنشی یک سیستم دوطرفه بود: شاه مشروعیت خود را از طریق حمایت از ادیان تقویت می‌کرد و در عوض،نهادهای مذهبی با ارائه خدمات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،پایه‌های قدرت سیاسی شاهنشاه را در اقلیم‌های مختلف تحکیم می‌بخشیدند.این سیستم،نمودی از درک عمیق هخامنشیان از پیوند دین و سیاست برای مدیریت یک امپراتوری چند فرهنگی بود.