تحلیل کیفی ساختار استدلال موافقان و مخالفان حق نمایندگی زنان در انتخابات ریاستجمهوری در ایران
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم سیاسی دانشکدة حقوق و الهیات دانشگاه شهید باهنر کرمان
2 دانشآموختة کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه شهید باهنر کرمان
3 استادیار گروه علوم سیاسی دانشکدة حقوق و الهیات دانشگاه شهید باهنر کرمان
doi
10.22059/jwdp.2021.316587.1007939چکیده
موضوع حق نمایندگی زنان در انتخابات ریاستجمهوری ایران طی سالهای اخیر سهمی از گفتمانهای سیاسی و نیز پژوهشهای علمی را در حوزة مشارکت سیاسی زنان به خود اختصاص داده است؛ تا آنجا که به ادعایی بحثبرانگیز تبدیل شده است. مقالة حاضر با تمرکز بر اظهار نظرهای برخی « قانونگذاران، ناظران انتخاباتی، فقها، زنان دارای سابقة مدیریت و نمایندگی سیاسی و کاندیداهای زن در انتخابات ریاستجمهوری» در بازة زمانی 1358ـ1398 و فرض ادعای آنها بهعنوان کنش گفتار استدلالی کوشیده است از منظر مدل استدلالی تولمین نشان دهد چگونه موافقان و مخالفان ساختار استدلالی خود را شکل دادهاند. یافتههای حاصل از تحلیل محتوای کیفی 50 متن استدلالی بیانگر این است که همة استدلالگران در ساختار استدلالیِ خود اجزای اصلی: ادعا، داده و ضمانت از مدل تولمینی را به کار گرفتهاند، اما فقط در دو متن اجزای ششگانة تولمین به کار گرفته شده که درنتیجه، استدلالهای کاملی محسوب نمیشوند. استنباط پژوهشگران این است حضور ضمانتهای زمینهمند در ساختار استدلالی موافقان دلالت بر این دارد که آنها در تلاشاند از این طریق ادعای طرف مقابل را به چالش بکشند و مقبولیت استدلال خود را افزایش دهند.