اخلاق مراقبت زنانه و بازاندیشی در مفهوم خودآئینی
نویسندگان
1 دکتری علوم سیاسی دانشگاه تهران
2 استادیار علوم سیاسی مؤسسۀ تاریخ و فرهنگ ایران، دانشگاه تبریز
doi
10.22059/jwdp.2020.297548.1007794چکیده
خودآئینی از مؤلفههای مهم دوران مدرن در قلمرو نظریههای سیاسی و اخلاقی به شمار میآید که دو رکن مهم آن یکی باور به استقلال رأی آدمی در مقام تشخیص حقیقت و دیگری توان پیجویی اهداف خویش در عرصة عمل است. اخلاق مراقبت، بهویژه آرای کارول گیلیگان، با تأکید بر هویت رابطهای (نسبتی) که بهویژه در زنان و شخصیت اخلاقی و مشی روانشناختی آنها ظهور مییابد، برداشت متعارف از خودآئینی مدرن را زیر سؤال برده است. از نظر طرفداران اخلاق مراقبت، مکاتب اخلاقی موجود، از جمله اخلاق عدالت، با تأکید بر اصول انتزاعی، جهانشمول و فرازمینهای، که گفتمانی عمدتاً مردانه است، از توجه به الزامات نگاه مراقبتی نزد زنان غفلت کردهاند. در این مقاله، ضمن بیان نقدهای اخلاق مراقبت بر خودآئینی غالب در اخلاق مدرن، خوانش و فهم خاص اخلاق مراقبت از خودآئینی مورد توجه قرار گرفته و براساس تحلیل مفهومی نشان داده میشود که چگونه اخلاق مراقبت، ضمن توجه به دیگری در قضاوتهای اخلاقی، خودآئینی را نیز فرو نگذاشته و آن را در نوعی مراقبت متوازن بازسازی میکند. یافتههای مقالة حاضر حاکی از امکان خوانشی از اخلاق مراقبت است که ضمن توجه به دیگری، از شکوفایی و تحقق فرد مراقبتکننده نیز غفلت نمیورزد.