نگاشت نظام مسائل سیاستگذاری تولید علم نافع
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری برنامهریزی توسعه آموزش عالی دانشگاه شهید بهشتی
2 استاد دانشکده فیزیک دانشگاه شهید بهشتی
3 دانشیار دانشگاه شهید بهشتی
4 دانشیار دانشگاه شهید بهشتی
doi
چکیده
در پژوهش حاضر سعی شد با بهرهگیری از روش تحلیل محتوی کیفی و با نمونهگیری هدفمند و بهوسیله مصاحبه نیمهساختاریافته با 14 نفر از خبرگان و صاحبنظران علمی و اجرایی و درکی نظاممند از مسائل موجود در سیاستگذاری تولید علم نافع در نظام آموزش عالی کشور ارائه گردد. در گام بعدی، مسئلهبندی و لایهبندی مسائل از طریق اجرای گروه کانونی و با مشارکت 6 نفر از افراد شرکتکننده در مصاحبههای نیمهساختار یافته انجام یافت. مصاحبههای انجام شده در هر دو مرحله (نیمهساختاریافته و گروه کانونی) ضبط شدند و به شیوه مبتنی بر الگوی گرانهایم و لاندمن (2004) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافتههای پژوهش نشان داد که مسائل سیاستگذاری تولید علم نافع را میتوان در هشت مضمون (مسئله)؛ «ضعیف بودن پیوند بین دانشگاه و جامعه»، «نبود نظام نظارت و اعتبارسنجی مناسب برای رتبهبندی و تضمین کیفیت نهادهای علمی»، «ناکارآمدی نظام ارتقاء مرتبه اعضای هیئت علمی در جهتدهی فعالیتهای اعضای هیئت علمی بهسمت نیازها و مسائل کشور»، «نبود نظام مدیریت ملی و یکپارچه پژوهش در کشور»، «ناکارآمدی شیوه تأمین و تخصیص منابع مالی پژوهش»، «پایین بودن منابع مالی و اقتصادی اختصاص یافته به پژوهش و تولید علم»، «مبتنی نبودن سیاستگذاریهای علم بر آمایش آموزش عالی» و «ضعف در آموزشهای کاربردی و آموزش پژوهشمحور» ارائه نمود. همچنین لایهبندی مسائل فوق بر مبنای سه معیار گلوگاهی بودن مسئله، رابطه علت و معلولی بین مسائل و ویژگی برتری و نازسازگاری نشان داد که مسئله «مبتنی نبودن سیاستگذاریهای علم بر آمایش آموزش عالی» لایه اصلی در نظام مسائل سیاستگذاری تولید علم نافع محسوب میگردد.