منطقِ پنهان حاکم بر میدان آموزش و پرورش رسمی در ایران؛ مورد مطالعه: میدان آموزش و پرورش مشهد
نویسندگان
1 دکتری جامعهشناسی اقتصادی و توسعه دانشگاه فردوسی مشهد
doi
چکیده
نوشتار حاضر سعی در تبیین این مسئله دارد که آیا غیر از قوانین مکتوب میدان آموزش، قوانین دیگری (نامکتوب) نیز وجود دارند که کنش عاملان اجتماعی (معلمان و دانشآموزان) را در میدان آموزش بهطور پنهانی تحت تأثیر قرار دهند. بدینمنظور چارچوب مفهومی پژوهش بر اساس نظریات بوردیو تدوین گردید. جهت گردآوری و تحلیل دادهها از روش تحلیل موضوعی بهره گرفته شد. جامعه مورد مطالعه عبارت بودند از معلمان شهر مشهد که با استفاده از نمونهگیری هدفمند و معیار اشباع نظری با 31 نفر از آنها مصاحبه گردید. سپس مصاحبهها با استفاده از نرمافزاز Maxqda و تکنیکهای کدگذاری باز و محوری مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق بیانگر آن است که در سالهای اخیر سیاستهای آموزشی نامناسب از جمله سیاست آموزشی غیرمنصفانه، اولویتبندی نادرست سیاستهای آموزشی و سیاست آموزشی کمیّتگرا موجب شکلگیری قوانین پنهان ـ نانوشتهای مانند منطق یکسانانگاری/ نادیدهانگاری شایستگیها، اولویت نقش مبصری بر معلمی و منطق افزایش آمار قبولی غیرواقعی در میدان آموزش شدهاند که دارای قدرت قهری و الزام میباشند. قوانین مذکور بهطور کلی بیانگر منطق پنهان ـ نانوشتهای هستند که از ویژگی غیرآموزشی و ضد آموزش برخوردارند.