بررسی معناشناختی واژگان متفرد حوزه معنایی طبیعت در بافت کلامی نهجالبلاغه
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات عرب دانشگاه لرستان
2 استادیار گروه معارف دانشگاه لرستان
3 دانشجوی کارشناسیارشد نهجالبلاغه دانشگاه لرستان
doi
چکیده
در متن نهجالبلاغه واژگانی وجود دارد که تنها یکبار بهکاررفته است، ازاینرو میتوان آنها را متفرد نامید، برخی از این واژگان در حوزهی معنایی خود مترادف دارند، ولی هیچیک از این واژگان مترادف، نمیتواند در محور همنشینی کلام، جایگزین واژهی متفرد شود؛ چرا که واژگان متفرد در عین اشتراکات معنایی گاه در بافت کلام بار معنایی و مفهومی منحصربهفردی هستند که سایر واژگانِ همان حوزه معنایی این ویژگی را ندارند و گاه استفاده از آرایههای ادبی که از میان آنها سجع، استعاره و کنایه بیشترین کاربرد را دارد، باعث تمایز واژهی متفرد و بهکار رفتن آن در بافت کلام حضرت شده است. در این پژوهش درصدد هستیم با استخراج واژگان متفرد حوزهی معنایی طبیعت، چه از نظر معنا و مفهوم و چه از نظر ادبی که برجستگی بیشتری در بافت جمله دارند، به بررسی معانی آنها با توجه به کتب لغت و شروح موجود و مقایسهیهر یک از این واژگان با واژگان مترادف هم حوزهاش بپردازیم و با توجه به معانی بهدستآمده، تفاوت و فروق معنایی واژگان متفرد با سایر مترادفات در حوزه معنایی خاصش را در پی بررسی روابط معنایی بین آنها ذکر کنیم. از این رهگذر بهعلت استفادهی این واژگان متفرد در بافت کلامی مخصوص خود و گسترهی مفهومی خاص و منحصر به فرد هر واژه و ابعاد زیباییشناختی کلام حضرت دست مییابیم. از دیگر دستاوردهای این پژوهش این است که آشکار میشود. واژگان متفرد نسبت به واژگان مترادف هم حوزهی خود، دارای بارمعنایی و مفهومی خاص و متمایزی هستند که آنها را با سیاق و بافت کلامی خودشان در بالاترین حد هماهنگی قرار میدهد. ما در دستیابی به این اهداف از روش توصیفی تحلیلی بهره میبریم.