روایت زنان متأهل شهر کرمانشاه از تداوم زندگی زناشویی

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه علامه طباطبائی

2 کارشناسی ارشد جمعیت‌شناسی دانشگاه علامه طباطبائی

doi
10.22059/jwdp.2019.274140.1007574
چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی تجارب زیستة زندگی مشترک زنان ساکن شهر کرمانشاه است که حداقل یک دهه از زندگی مشترک آن‏ها گذشته و تمایلی به جدایی ندارند. روش پژوهش تحلیل روایت و شیوة نمونه‏گیری هدفمند است و در‌نهایت با 20 نفر مصاحبه به عمل آمد. نتایج حاصل از تجربة تداوم زندگی در قالب پنج مرحله نشان می‏دهد که خانواده‏ها با علاقة بیشتر و حتی عجولانه‌تر به ازدواج دخترانشان می‏نگرند. این اضطرار در خانواده‏های گسترده از کارکردهای اصلی خانواده ریشه می‏گیرد. در مرحلة دوم، دختران با ازدواج‌کردن زیست مشترک زیر یک سقف را در خانوادة شوهر همراه با اختلاف‏ها و چالش‏های مختلف تجربه می‏کنند که به نوبة خود اجتماعی‌شدن و انطباق‌پذیری در نقش و جایگاه جدید را به همراه دارد. در مرحلة سوم، بعد از اوج تضاد و جدال، به‏تدریج سازگاری و پذیرش همدیگر شروع می‏شود تا با جدا‌شدن از خانوادة پدر‌شوهر و مستقل‌شدن به معنای زندگی مشترک دست یابند. در مراحل بعدی، به‏تدریج در پناه پیدایی علاقة مشترک، دلبستگی‏های بیشتر و مهارت‌افزایی زیست مشترک، در زندگی احساس آرامش می‌کنند. بر این اساس، چنانچه رویدادهای مختلف ثبات زندگی زناشویی زنان مطالعه‌شده را در قالب روایتی با دو تاروپود تعهد بیرونی خانواده‏ها و تعهد درونی زوجین در نظر بگیریم، می‏توان تأثیر نظارت خانواده‏ها را در قالب حمایت عینی و الزام ذهنی و در سطح تجریدی دیگر، تعهد درونی زوجین در زندگی زناشویی را در قالب دو مفهوم تاب‏آوری ذهنی و تقلای عینی برای شروع، ساختن، حفظ و دوام آوردن در زندگی زناشویی مورد توجه قرار داد.