تخصیص بهینه منابع آب سطحی حوضه دریاچه ارومیه به استان¬های ذینفع با روش¬های تصمیم¬گیری فاصله محور

doi
چکیده

دریاچه ارومیه، بزرگترین دریاچه داخلی کشور و دومین دریاچه آب شور جهان است. تغییر شرایط اقلیمی وکاهش نزولات جوی، بهره‌برداری بیش از حد از رودخانه‌های جاری به دریاچه و پایین بودن بازده کشاورزی در حوضه سبب کاهش شدید سطح آب و افزایش شوری شده است. آورد متوسط سطحی حوضه در حدود 2/7 میلیارد متر­مکعب در سال می‌باشد که حداقل نیاز اکولوژیکی دریاچه در حدود 1/3 میلیارد مترمکعب در سال، باید از آن تامین گردد. بنابراین کنترل و تخصیص بهینه آب قابل برداشت، یعنی 1/4 میلیارد متر­مکعب، بین سه استان ذینفع آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی و کردستان، مسئله مهمی به شمار می‌آید. در این مقاله با استفاده از یک مدل تصمیم­گیری چند معیاره مبتنی بر فاصله، به کمک روشهای جمع وزنی ساده، برنامه­ریزی سازشی وروش TOPSIS،  تخصیص آب حوضه دریاچه ارومیه بین ذینفعان با در نظر گرفتن معیارهای اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی انجام شد و سهم بهینه هر یک از استان­ها از آب سطحی تعیین گردید وتوانایی این روش­ها با هم مقایسه شد. مطابق نتایج مدل برنامه­ریزی سازشی از 2/7 میلیارد متر­مکعب آورد متوسط سالانه بلند مدت حوضه آبریز دریاچه ارومیه، سهم استان آذربایجان غربی برابر 804/1، سهم استان آذربایجان شرقی برابر 312/1 و سهم استان کردستان برابر 984/0 میلیارد متر مکعب در سال تعیین گردیده است.