بررسی تأثیر توانمندسازی زنان بر توسعۀ دموکراسی

نویسندگان

1 استادیار اقتصاد دانشگاه بجنورد

2 کارشناس ارشد اقتصاد

3 استادیار اقتصاد دانشگاه بجنورد

doi
10.22059/jwdp.2019.263033.1007470
چکیده

در قرن بیستم، با موج جدید تحولات سیاسی در بسیاری از کشور‎ها، محققان به دنبال درک پیش‎شرط‎های لازم برای ظهور و تداوم دموکراسی بودند. در این بین، «نظریة نوسازی» از بالاترین حمایت تجربی برای تحقق دموکراسی برخوردار شد. اما ناکارآیی این نظریه در عمل، به پررنگ‌شدن نقش عوامل دیگر منجر شد. یکی از این عوامل که تاکنون توجه چندانی بدان نشده است، نقش توانمندسازی زنان است. در پژوهش حاضر به منظور بررسی و تحلیل چگونگی تأثیر توانمندسازی زنان بر توسعة دموکراسی، از الگوی «جنسیت‌ـ توسعة دموکراسی» بهره ‎گرفته شده است. روش اقتصادسنجی استفاده‌شده، یک الگوی پانل پویا به روش برآورد گشتاورهای تعمیم‎یافته برای سال‎های 1990 تا 2015 در کشورهای منتخب است. یافته‎های پژوهش حاکی از آن است که شاخص‎های در نظر گرفته شده برای سنجش توانمندسازی زنان در این تحقیق، همگی تأثیری معنا‎دار بر توسعة دموکراسی در طول دورة مورد نظر داشتند. به ‎این صورت که دو متغیر «آموزش» و «نرخ مشارکت نیروی کار زنان» به ترتیب با ضرایب 61/0+ و 07/0+ تأثیر مثبت و معنا‎دار بر توسعة دموکراسی دارند و متغیر «نرخ باروری» با ضریب 22/0- تأثیر منفی و معنا‎دار بر توسعة دموکراسی دارد.