شناسایی و سطح‌بندی موانع ارتقای مدیریتی زنان در نظام آموزش و پرورش مبتنی بر مدل‌سازی ساختاری تفسیری

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم تربیتی، دانشکدة علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه مازندران، بابلسر

2 عضو هیئت‌علمی گروه علوم تربیتی، دانشگاه آزاد اسلامی، اردکان

doi
10.22059/jwdp.2018.253973.1007393
چکیده

هدف پژوهش حاضر شناسایی و سطح‏بندی موانع ارتقای مدیریتی زنان در نظام آموزش و پرورش است. روش پژوهش، مطالعة موردی است و به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از تکنیک مدل‌سازی ساختاری تفسیری برای سطح‏بندی موانع و دسته‏بندی آن‌ها استفاده شد. جامعة آماری پژوهش را اعضای هیئت‌علمی دانشگاه‏ها تشکیل می‏‏دهند که از بین آن‌ها 13 نفر به‌عنوان نمونة پژوهش به شیوة هدفمند انتخاب شدند. ابزار گرد‏آوری داده‏ها پرسش‌نامة خود‏تعاملی محقق‏ساخته بود. به منظور سنجش و ارزیابی روایی پرسش‌نامه از ملاک روایی محتوایی استفاده شد. بدین صورت که پرسش‌نامه در ابتدا از سوی متخصصان حوزة زنان بررسی و پس از اصلاحات عوامل نهایی تدوین شد. نتایج پژوهش نشان داد که 10 عامل به‌عنوان موانع نهایی مؤثر بر عدم ارتقای مدیریتی زنان در نظام آموزش و پرورش به حساب می‏آیند. همچنین، تحلیل حاصل از داده‌ها به سطح‏بندی مدل به 8 سطح منجر شد. سطح هشتم مدل شامل هنجارهای مبتنی بر سنت‏گرایی‌اند. سطح هفتم شامل غلبة فرهنگ مردسالاری و نگرش کلیشه‏ای به مدیریت زنان است. تبعیض‏های جنسیتی نانوشته به‌عنوان سطح ششم مدل به حساب می‏آید. عامل‏های نپذیرفتن مدیریت زنان از سوی کارکنان و همچنین ناتوانی زنان در برخورد قهر‏آمیز و ریسک‏ناپذیری مشترکاً به‌منزلة سطح پنجم مدل به حساب می‏آیند. نداشتن خودباوری و اعتمادبه‌نفس زنان به‌منزلة سطح چهارم مدل و تعارض شغلی با وظایف خانوادگی نیز به‌منزلة سطح سوم مدل به‌دست آمد. همچنین، عامل‏های نپذیرفتن مسئولیت مدیریتی از سوی زنان به‌منزلة سطح دوم و عدم شایسته‏گزینی به‌منزلة سطح اول است.