واکاوی نقش خیریه‌ها در تولید و تداوم فقر زنانه

نویسندگان

1 دانشیار گروه علوم ارتباطات اجتماعی، دانشکدة علوم اجتماعی، دانشگاه تهران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات فرهنگی، گروه علوم اجتماعی، دانشکدة علوم انسانی، دانشگاه کاشان

doi
10.22059/jwdp.2018.240650.1007268
چکیده

این مقاله در پی بررسی مفهوم زنانه‏شدن فقر از خلال تجربه‏های مراجعان به خیریه‏های شهر اصفهان و فهم تأثیر این‏گونه انجمن‏ها یا سازمان‏ها در بازتولید این مفهوم در جامعه است. با استفاده از نظریة زمینه‏ای مورد نظر چارمز در روش‏شناسی کیفی، سعی برآن بوده تحلیلی پیرامون این سؤال به‏دست آید که چگونه خیریه‏ها در بازتولید فقر زنانه مؤثرند؟ اطلاعات این پژوهش، که از طریق انجام‌دادن 20 مصاحبة عمیق با زنان سرپرست خانوار یا زنان نیازمند کمک جوان و تنها که برای درخواست کمک به خیریه‏های شهر اصفهان مراجعه کرده‏اند گرد آمده ‏است، در مرحلة اول با رویکردی تفسیرگرایانه از تجارب مراجعة زنان نیازمند کمک به خیریه‏ها طی سه مرحلة کدگذاری باز، محوری و گزینشیِ روش نظریة زمینه‏ای، 6 مفهوم اولیه، 2 مقولة مرکزی و نهایتاً یک مقولة هسته‏ای استخراج شد که مؤید مقولات عمدة «اصرار بر تسلط اقتصادی» و «ابقای انفعال اجتماعی» از سوی خیریه‏ها بر زنان بود. در مرحلة دوم، با نگاه نقادانة فمنیستی برآمده از دیدگاه هاردینگ، هریک از مفاهیم و مقولات به‌طور جداگانه و در تحلیلی نهایی بررسی شد. درنهایت، در مدل نظری‏ای که برآمده از یافته‏های تحقیق بود، مکانیسم «نابرابری مضاعف» از واکاوی روابط بین مقولات به‏دست‌آمده در توضیح سؤال اولیه به‏دست آمد. همچنین، بخشی یا هریک از مفاهیم اولیة به‏دست‌آمده در جریان کدگذاری‏ها به‏عنوان «متعین‏های زمینه‏ای، مقوم، پشتیبان و تأثیرگذار» بازشناسایی شدند که در تولید، تداوم و بازتولید فقر زنانه از طریق فعالیت‏های مبتنی بر خیریه و امور خیر نقش دارند. براساس این پژوهش، می‏توان مدعی شد که فعالیت‏های مبتنی بر کمک‏رسانی در خیریه‏ها نه‏تنها بر بنیانی مردسالارانه وضع شده‏اند، بلکه با قراردادن زنان نیازمند کمک در وضعیت نابرابری مضاعف، شرایط فقیرتر‌شدن این زنان و تداوم چنین وضعیتی و درنهایت بازتولید فقر در زنان را فراهم می‏کنند. در‌واقع، طبق یافته‏ها می‏توان بدین نظر رسید که خیریه‏ها برای زنان در جامعه طبق الگوی کمک‌رسانیِ فعلی خود، «بازتولید انقیاد» می‏کنند.