بازسازی معنایی نقش و جایگاه زنان در بنگاه‌های اقتصادی خانوادگی کوچک و متوسط (مطالعۀ موردی: بنگاه‌های اقتصادی خانوادگی شهر تهران)

نویسندگان

1 استاد گروه علوم‌اجتماعی، دانشگاه تبریز

2 استادیار گروه علوم‌ اجتماعی دانشگاه خوارزمی

3 دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی اقتصادی و توسعۀ دانشگاه تبریز

doi
10.22059/jwdp.2017.239415.1007250
چکیده

مقالۀ حاضر با اتخاذ رویکردی فرهنگی و در چارچوب جامعه‌شناسی اقتصادی به مطالعات بنگاه‏های اقتصادی خانوادگی در شهر تهران پرداخته است. روش آن کیفی بوده و پس از مصاحبۀ نیمه‌ساخت‌یافته با 25 نفر از مدیرعاملان بنگاه‌های اقتصادی از طریق کدگذاری و مقوله‌سازی به تجزیه و تحلیل یافته‌ها پرداخته است. هدف آن بررسی و بازسازی معنایی نقش و جایگاه زنان در این نوع کسب‌وکارها از دید پاسخ‌گویان بوده است. طبق نتایج حاصله، نقش و جایگاه زنان از نگاه مدیرعاملان مطالعه‌شده را، که همگی مرد هستند، می‏توان در ذیل سه عنوان: 1. نقش زنان در بنگاه‌های اقتصادی (شامل صوری‌بودن، غیرمهم بودن، جدلی‌بودن، نامرئی‌بودن و عدم ارتقا)؛ 2. چالش‌های حضور زنان در بنگاه‌های اقتصادی (شامل روابط رقابتی/ حسادتی و بی‌اعتمادی فامیلی)؛ 3. پیامدها (شامل فروپاشی خانواده و فروپاشی بنگاه) قرار داد. در کل، می‏توان گفت که نگرش و مدیریت مردسالارانه، به‌منزلۀ مهم‌ترین نظام ارزشی و فرهنگی حاکم بر خانواده، نقش و جایگاه زنان در کسب‌وکارهای خانوادگی را تا حدود زیادی محدود می‏کند. به‌علاوه، حضور زنان در بنگاه‌های اقتصادی خانوادگی با چالش‌هایی همراه است که در‌نهایت پیامدهایی (همچون تضعیف روابط فامیلی و فروپاشی کسب‌وکار) هم برای خانواده و هم برای کسب‌وکار خانوادگی در پی دارد.