شناسایی و تحلیل مؤلفه‏ های مؤثر‏ بر حضور عادلانۀ زنان در فضای عمومی شهری (مطالعۀ موردی: بوستان شوش تهران)

نویسندگان

1 عضو هیئت‌علمی گروه شهرسازی، دانشگاه تربیت مدرس

2 کارشناس ارشد شهرسازی، دانشگاه تربیت مدرس

3 کارشناس ارشد شهرسازی، دانشگاه تربیت مدرس

doi
10.22059/jwdp.2017.61985
چکیده

فضاهای شهری از آن حال که عرصۀ حضور گروه‏های اجتماعی مختلف هستند، در آن‌ها همواره یک جریان دائمی طرد و شمول به چشم می‏خورد. جریان دوگانه که نوعی رقابت فضایی است، در‌نهایت به طرد یا پذیرش، حضور یا عدم حضور یکی از طرفین منتج می‏شود. امروزه، در جامعۀ ما، به‌رغم تحقیقات متعدد تحت عناوین گوناگون در ارتباط با جنسیت، فضاهای شهری، که بستر حضور و کنش دو جنس‏ زن و مرد است، آن‌چنان که باید متناسب فراهم نشده است. از‌این‌رو، در این نوشتار به تحلیل چگونگی تأثیرگذاری جنسیت بر میزان طرد و شمول زنان از فضای بوستان شوش و به دنبال آن چگونگی بازتولید این رمزها و مرزهای استعاری‏ حضور در فضا و تجلی آن در رفتار افراد در این فضا پرداخته شده است. نوشتار‏ پیش رو با بهره‌گیری از روش‌شناسی کیفی و شیوه‌هایی مانند مشاهدۀ مشارکتی و مصاحبه با 21 نفر از افرادی که با بوستان شوش در ارتباط‌اند، در پی پاسخ به این سؤال است که: جنس‏های متفاوت در بوستان شوش موجب چه نوع تفاوت‏های فضایی می‏شوند؟ نتایج یافته‌ها نشان می‏دهد در بوستان شوش مؤلفۀ جنسیت مهم‌ترین مؤلفه‏‌ای است که حضور گروه‏های مختلف را در فضا رقم می‏زند. بدین شکل که برخی از افراد به‌واسطۀ جنسیت از فضای بوستان طرد و متقابلاً برخی دیگر در فضا جذب می‌شوند. تقویت و فراهم‌آوری زمینه‏های مشارکت فعال زنان در مقیاس محلی از سیاست‌های مهم پیشنهادی است که پیش از هر‌چیز ریشه‏های تاریخی و اجتماعی‏ وضعیت‏ حضور گروه زنان در فضای شهری را در نظر داشته و بر این اساس راهکارهای اجرایی را نه صرفاً در تغییرات‏ کالبدی و فضایی، که در زمینۀ اجتماعی و فرهنگی و تاریخی آن جست‌وجو می‏کند.