تابع تولید آموزش عالی: کاربردها، چالشها و چشم‌اندازها

نویسندگان

1 دانشیاردانشکده علوم تربیتی دانشگاه تهران

doi
چکیده

تدوین ابزار علمی- فنی مناسب برای تحلیل، تبیین و ارزیابی تصمیم‌گیریها، فعالیتها و عملکرد واحدهای آموزش­عالی در سطوح مختلف همواره به‌عنوان مسئله­ای اساسی مطرح بوده است؛ هدف این پژوهش واکاوی و بازنمایی انواع کاربردهای اساسی تابع تولید در تحلیل فعالیتها و ستانده‌های آموزش­عالی همراه با شناسایی مسائل و چالشهای پیش‌رو بود. با استفاده از روش استنادی- تحلیلی در چارچوب رویکردی جامع‌نگر، ابتدا مأموریت و ماهیت فعالیتهای آموزش­عالی، با تأکید بر فرایند و برایند آنها در سطوح خُرد و کلان، تشریح و سپس، یازده مورد از کاربردهای راهبردی تابع تولید در چارچوب نظریه تولیدکننده شامل مشخص‌کردن منطقه عقلانی یا اقتصادی فعالیت، پیش‌بینی ستانده‌های تولید، ارزیابی میزان تأثیرگذاری و سهم هر یک از عوامل تولید در ستانده‌ها، ارزیابی کارایی فنی واحدهای آموزشی، ارزیابی اثربخشی واحدهای آموزشی، مشخص‌کردن وضعیت بازده به مقیاس، مشخص‌کردن وضعیت مکمل یا جانشین بودن عوامل تولید، تحلیل نابرابری عملکرد واحدهای آموزشی/ پژوهشی، تعیین سهم پرداختی به عوامل تولید خدمات آموزشی- پژوهشی، ارزیابی سیاستهای آموزشی و رتبه‌بندی واحدهای دانشگاهی شناسایی و تبیین شدند. همچنین مشخص شد که کاربردهای تابع تولید در آموزش­عالی با مسائل و چالشهای اساسی مواجه­اند، از جمله ماهیت چندمحصولی ستانده‌های آموزش­عالی، تنوع و تکثر عوامل تأثیرگذار بر ستانده‌ها، کیفیت ستانده‌ها و چالشهای مربوط به سنجش آن، نبود قیمت برای ستانده‌های آموزشی، تنوع واحدهای تحلیل و ساختار سلسله‌مراتبی داده‌ها، ساختار تابع تولید و مسائل مرتبط با آن، روشهای تخمین، مسائل انتخاب و درونزایی و محدودیتهای آماری. با توجه به ماهیت فعالیتها و ستانده‌های واحدهای دانشگاهی، بی‌توجهی به مسائل و چالشهای مذکور دقت و اعتبار کاربردهای تابع تولید را که در تصمیم‌گیریهای مدیریتی و سیاستگذاریها نقشی اساسی و بی‌بدیل دارند، به‌شدّت متأثر می‌سازد. در پایان، به نحوه فایق آمدن بر بخش عمده مسائل و چالشهای مورد اشاره و اینکه چگونه می‌توان از کاربردهای مورد نظر در تصمیم‌گیریها و سیاستگذاریها استفاده حداکثری به­عمل آورد، پرداخته شده است.