تابع عرضۀ خانه‌داری زنان متأهل در شهر تهران

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه تهران، دانشکدۀ اقتصاد

doi
10.22059/jwdp.2016.59197
چکیده

در نظریۀ اقتصادی متعارف، به تولید خانگی و خدمات ارائه‌شده در داخل خانوار چندان توجه نمی‏شود، زیرا آنچه در خانوارها تولید و مصرف می‏شود ارزش اقتصادی ندارد و در محاسبات ملی اقتصادی وارد نمی‏شود. این در حالی است که خانواده محل شکل‏گیری بسیاری از کالاها و خدمات ارزشمند است که در تعیین رفاه مردم جامعه نقشی برجسته دارند و زنان در کانون این بحث‌اند. از‌این‌رو، در این مقاله برای تحلیل فعالیت مهم و ارزشمندی با نام «خانه‏داری»، الگویی جایگزین ارائه می‏شود که با خصوصیات خانوادۀ ایرانی کمی سازگارتر است. در این تحقیق، از روش پیمایشی و مطالعۀ میدانی استفاده شده است. روش جمع‏آوری اطلاعات مبتنی بر نمونه‏گیری تصادفی ساده از زنان متأهل و مراجعه به واحدهای انتخابی بوده است. بر این اساس، تابع عرضۀ خانه‏داری که از الگو به‌دست می‏آید، با استفاده از نمونه‏ای شامل 409 زن متأهل ساکن شهر تهران با دست‌کم 35 سال، بر‌اساس الگوی رگرسیونی سانسور‌شده، با در نظر گرفتن توزیع لجستیک برای جزء خطای رگرسیون و به روش حداکثر راست‌نمایی تخمین زده شده است. نتایج از این حکایت دارد که درآمد، آموزش، اشتغال و سن زنان و همچنین درآمد خانواده و مدت زندگی زناشویی همگی بر میزان خانه‏داری زنان اثر منفی دارند، اما تعداد فرزندان اثر مثبت را نشان می‏دهد.