سنجش رابطۀ جنسیت، فرهنگ سازمانی و توزیع قدرت در سازمان
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه فردوسی مشهد
2 دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی دانشگاه فردوسی مشهد
3 دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی دانشگاه فردوسی مشهد
4 دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22059/jwdp.2015.55993چکیده
بهرغم حضور زنان در مقاطع تحصیلی عالی و احراز شایستگیهای عمومی، تعداد کمی از بانوان در پستهای مدیریتی و مهم منصوب شدهاند؛ درنتیجه به علت حضورنداشتن در تصمیمگیریهای سازمانی قدرت کمتری نسبت به مردان دارند. در این پژوهش، فرهنگ سازمانی و به تبع آن جنسیت بهمنزلة مهمترین عامل اثرگذار بر توزیع قدرت سازمانی مدنظر قرار گرفته است. ازاینرو، از روش پژوهش توصیفیـ همبستگی استفاده شد. جامعة آماری مطالعهشده را کلیة کارکنان دانشگاه فردوسی مشهد (1250 نفر) تشکیل دادند. روش نمونهگیری از نوع تصادفی ساده و برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شد و حجم نمونه برابر 300 نفر انتخاب شدند. جهت گردآوری دادههای مورد نیاز از پرسشنامه استفاده شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که بین فرهنگ سازمانی و توزیع قدرت رابطة معناداری وجود دارد و همچنین فرهنگ سازمانی توزیع قدرت در سازمان را پیشبینی میکند. بین توزیع قدرت در دو گروه زنان و مردان تفاوت معناداری وجود دارد و با توجه به مقادیر میانگین در دو گروه مردان و زنان میتوان اینگونه نتیجه گرفت که توزیع قدرت مردان در سازمان بهطور معناداری بیشتر از گروه زنان است.