بازنمایی تجارب مقاومت معلمان مدارس ابتدایی نسبت به «برنامه‌های درسی تجویز شده»

doi
10.22054/qric.2026.93935.490
چکیده

هدف اصلی این تحقیق، فهم مقاومت معلمان در برابر برنامۀ درسی تجویزشده در کلاس درس و تأثیر آن بر آموزش و حمایت از دانش‌آموزان بود. از این رو، یک طرح پژوهشی کیفی با راهبرد روایت‌پژوهشی کالاندین و کانلی (2000) اجرا شد. میدان تحقیق آموزش‌وپرورش اقلیم کردستان عراق و مشارکت‌کنندگان بالقوۀ تحقیق معلمان دورۀ ابتدایی مدارس استان سلیمانیه بودند. از این‌رو، نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند گلوله برفی انجام شد که معلمانی را در بر می‌گرفت که دارای تجربۀ مقاومت در برابر برنامۀ درسی تجویز شده بوده و بینش عمیق‌تری در مورد آن و پیامدهای آن داشتند. جهت گردآوری داده‌ها از یک پروتکل مصاحبه نیمه ساختاریافته و روایتی استفاده شد. داده‌ها با استفاده از تحلیل مضمونی و به شیوۀ شبکۀ مضامین آترید-استرلینگ (2001) تجزیه و تحلیل شدند. خروجی تحلیل مذبور سه دسته از مضامین پایه، سازمان‌دهنده و فراگیر بودند.مضامین فراگیر احصا شده عبارتند از : استقلال حرفه‌ای، فهم برنامه درسی به‌مثابه یک متن سیاسی، تدریس مراقبتی، حرفه‌ای‌گرایی در تدریس، مبارزه با بازتولید قدرت حاکمه، عاملیّت انسانی/ اخلاقی و مشتری مداری. نتایج این تحقیق اهمیت مقاومت معلم را در تطبیق روش‌ها برای پاسخ‌گویی به نیازها و منافع دانش‌آموزان برجسته می‌کند.