از ریشه تا رویش: بازآرایی تاریخ مطالعات برنامه درسی ایران با رویکرد تاریخنگاری انتقادی
نویسندگان
1 دانشگاه آزاد اسلامی
2 دانشگاه آزاد اسلامی
3
4 دانشگاه آزاد اسلامی
doi
10.22054/qric.2026.92876.474چکیده
تاریخ برنامه درسی در ایران، روایتی پیچیده و چندلایه از تعامل میان قدرت، ایدئولوژی، نیازهای اجتماعی و تحولات سیاسی است؛که اغلب در قالبهای رسمی، توصیفی و بدون نقد عمیق بازگو شده است. این پژوهش با هدف «بازآرایی انتقادی» تاریخچه مطالعات برنامه درسی و ارائه چارچوبی نوین برای ادوار نظریهپردازی، با بهرهگیری از رویکرد «تاریخنگاری انتقادی» انجام شده است. چارچوب نظری این مطالعه، تلفیقی عمیق از «علاقههای شناختی یورگن هابرماس»، «دانش و قدرت میشل فوکو» و «روایتگری انتقادی مایکل کرونین» است. روش پژوهش، مبتنی بر تحلیل اسناد بالادستی، متون تاریخی، گزارشهای اجرایی و گفتمانهای رسمی در ادوار کلیدی مطالعات برنامه درسی در ایران است. یافتهها نشان میدهد سیر تاریخی برنامه درسی در ایران صرفاً براساس تحولات فنی یا خطمشیهای آموزشی نبوده، بلکه صحنه نبرد گفتمانهای قدرت، بازتولید علاقههای شناختی و تلاش برای شکلدهی به هویت ملی بوده است. این پژوهش در تحلیلی کیفی با رویکرد تاریخنگاری انتقادی، با واکاوی لایههای پنهان، صداهای سرکوبشده و ساختارهای نامرئی تاریخ برنامه درسی، در پاسخ به این پرسش اساسی که سیر تحولات تاریخی در مطالعات برنامه درسی چگونه الگوی نظریهپردازی امروز و آینده برنامه درسی را شکل داده است؟چارچوبی نوین پیشنهاد میدهد؛ که در آن، برنامه درسی نه به عنوان یک سند ایستا، بلکه به مثابه فرایند پویای «رویش» از دل ریشههای تاریخی و انتقادی درک میشود؛ و در یک صورتبندی تاریخی ـ انتقادی، چارچوبی روشن برای آینده نظریه برنامه درسی در ایران ترسیم میکند؛ که در آن، عدالت، رهایی و مشارکت، محورهای اصلی رشد و توسعه علمی و طراحی برنامههای درسی را فراهم میآورد.