تأثیر فضایل و رذایل اخلاقی بر باورها و اعتقادات از دیدگاه نهج‌البلاغه

نویسندگان

1 مربی دانشکده الهیات و علوم اسلامی دانشگاه پیام‌نور ایران

2 بورسیه هیأت علمی دانشگاه محقق اردبیلی

3 استادیار دانشکده الهیات و علوم اسلامی دانشگاه پیام‌نور ایران

doi
چکیده

معرفت‌شناسان معاصر مدعی‌اند از نظریه‌های اخلاقی در نظریه‌های معرفت‌شناسی استفاده شده است. در معرفت‌شناسی سنتی این بهره‌مندی ناآگاهانه صورت گرفته است ولی در معرفت‌شناسی معاصر خصوصاً معرفت‌شناسی فضیلت‌گرایانه استفاده از مؤلفه‌های اخلاقی فضیلت‌گرایانه به‌طور آگاهانه اتفاق افتاده است.     اخلاق اسلامی جزو نظریه‌های اخلاقی فضیلت‌محور محسوب می‌شود و روایات ائمه علیهم‌السلام مشحون از توصیه‌های اخلاقی می‌باشند که بر دو مؤلفه محوری فضایل و رذایل تأکید دارند. ائمه علیهم‌السلام به‌دلیل اتصال به منبع علوم غیبی پیشتر از اندیشه‌ی زمانه خود می‌اندیشیده‌اند و به ارتباط عمل و اندیشه وقوف داشته‌اند. فرمایشات حضرت علی علیه‌السلام در نهج‌البلاغه مؤید این معنا است. ایشان در نهج‌البلاغه نحوه تأثیر فضایل و رذایل اخلاقی را بر باورها و اعتقادات ترسیم نموده اند. سؤال اصلی این مقاله: تأثیر مؤلفه‌های اخلاقی فضیلت محور بر نظریه معرفت‌شناختی باورهای دینی اسلامی در نهج‌البلاغه چگونه تبیین شده است؟