رابطه دینداری، نگرش به نقش های جنسیتی و نگرش به فرزند با تعداد واقعی و ایده آل فرزند

نویسندگان

1 دکتری جامعه‌شناسی و استادیار پژوهش گروه پژوهشی علوم رفتاری جهاد دانشگاهی فارس

2 کارشناس ارشد مدیریت فرهنگی و عضو گروه مطالعات فرهنگی جهاد دانشگاهی فارس

doi
10.22059/jwdp.2013.36089
چکیده

با توجه به کاهش شدید نرخ باروری، براساس داده‌های سرشماری سال 1390، این سؤال مطرح می‌شود که عوامل فرهنگی از جمله سطح دینداری در این وضعیت تا چه حد مؤثر است و تعداد ایده‌آل فرزند از نظر زنان متأهل چقدر است و دینداری چه ارتباطی با نگرش به فرزند و نگرش‌های جنسیتی زنان متأهل دارد. برای پاسخ به این پرسش، با استفاده از روش پیمایشی و پرسشنامة محقق‌ساخته، این موضوع در بین 400 نفر از زنان متأهل شیراز با روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای بررسی شد. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که گرچه دینداری رابطة معناداری با تعداد واقعی فرزندان دارد، دربارة تعداد ایده‌آلِ فرزند وفاق چشمگیری بین زنان متأهل وجود دارد و این امر ارتباطی با میزان دینداری آن‌ها نداشته است. نگرش به نقش‌های جنسیتی رابطة معناداری با تعداد ایده‌آل فرزند داشته است که این رابطه با کنترل متغیرهای زمینه‌ای هم معنادار باقی می‌ماند. نتایج تحلیل‌های چندمتغیره نشان می‌دهد دینداری سهم ناچیزی در تعیین تعداد فرزند داشته و فقط 4/1 درصد از واریانس را تبیین می‌کند و نکتة درخور توجه آنکه تحصیلات به‌تنهایی تعیین‌کنندۀ 40 درصد از واریانس تعداد فرزندان است. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که کاهش نرخ رشد جمعیت از عوامل فرهنگی نظیر فرایند جهانی‌شدن و چرخش ارزش‌های جمع‌گرایانه به فردگرایانه تأثیر پذیرفته است.