کشاورزی حفاظتی در اراضی دیم ایران، از یافته‌های پژوهشی تا راهبردهای پایداری

نویسندگان

1 ناظر ارشد پروژه ملی جهش تولید در دیمزارها، محقق سابق موسسه تحقیقات کشاورزی دیم کشور، مراغه، ایران

2 سازمان تحقیقات آموزش و ترویج کشاورزی، موسسه تحقیقات کشاورزی دیم کشور، مراغه، ایران

3 سازمان تحقیقات آموزش و ترویج کشاورزی، موسسه تحقیقات کشاورزی دیم کشور، مراغه، ایران

4 پژوهشگر ارشد آب و خاک و کشاورزی حفاظتی، گرگان، ایران

doi
10.22092/idaj.2026.371273.453
چکیده

اراضی دیم با تهدید جدی تغییرات اقلیمی، از جمله خشکسالی‌های متوالی و فرسایش خاک مواجه هستند که پایداری تولید را به مخاطره انداخته‌اند. آینده زراعت دیم ایران در گرو اتخاذ مدیریتی خردمندانه است که در آن، سلامت خاک به عنوان اساس تولید پایدار بایستی مورد توجه جدی قرار گیرد. کشاورزی حفاظتی به عنوان یک نظام مدیریتی پایدار که بر سه رکن اصلی «حداقل دست‌کاری مکانیکی خاک»، «حفظ پوشش دائمی خاک» و «تناوب زراعی» استوار است، راهکاری کارآمد برای مقابله با این چالش‌ها شناخته می‌شود. این مقاله مروری بر یافته‌های حاصل از چهار دهه‌ تحقیق میدانی مراکز پژوهشی، تحلیل و بررسی آثار زیست‌محیطی و بهره‌وری تولید در نظام کشاورزی حفاظتی در اقلیم‌های مختلف ایران می‌پردازد. یافته‌ها به وضوح نشان می‌دهند که نظام‌های کشاورزی حفاظتی با افزایش ماده آلی و فعالیت میکروبی خاک، قابلیت نگهداری رطوبت و دسترسی به عناصر غذایی را ارتقا داده و فرسایش خاک را کاهش می‌دهند. قرارگیری گیاهان زراعی خانواده لگوم (حبوبات و علوفه)، در تناوب با غلات در اراضی دیم ضمن کاهش نیاز غذایی گیاهان غلات، منجر به پایداری تولید در دیمزارها می‌شود. نظام بی‌خاک‌ورزی با کاهش مصرف انرژی مستقیم، بهبود کارآیی مصرف آب و مدیریت بقایا، پایداری تولید را افزایش می‌دهند. هرچند هدف اصلی در کشاورزی حفاظتی، نه افزایش عملکرد، بلکه پایداری عملکرد و حفظ منابع تولید است، با وجود این، بر اساس یافته‌های تحقیقاتی اثر اقلیم روی پایداری تولید محصولات زراعی دیم در نظام کشاورزی حفاظتی معنی‌دار بوده و در اقلیم معتدل و نیمه گرم نسبت به اقلیم سرد، سریعتر اتفاق می‌افتد. در سال‌های نخست اجرای نظام بی‌خاک‌ورزی مخصوصاً در اقلیم سرد، ممکن است افت عملکرد رخ دهد که با رعایت تناوب زراعی مناسب (مانند نخود–گندم) و مدیریت پوشش بقایا در سطح خاک و کنترل علف‌های هرز، این کاهش در میان‌مدت جبران می‌شود. در نتیجه، انتخاب نظام کشاورزی حفاظتی متناسب با شرایط اقلیمی (نوع خاک‌ورزی یا تناوب)، راهکاری مؤثر برای دستیابی به کشاورزی پایدار و مقاوم در برابر تغییر اقلیم است. با وجود این، توسعه این سیستم با موانع متعددی از جمله نظام زراعی غلات-محور، کمبود کارنده‌های تخصصی، چالش مدیریت علف‌های هرز در محصولات تناوبی، وابستگی معیشتی به بقایای گیاهی و نبود سیاست‌های حمایتی مؤثر روبرو است. در این مقاله، بر لزوم تدوین یک راهبرد ملی یکپارچه شامل توسعه مکانیزاسیون بومی، تقویت نظام‌های ترویجی-آموزشی، طراحی مشوق‌های اقتصادی و اصلاح الگوی کشت برای تسهیل حرکت به سمت کشاورزی حفاظتی و پایدار در اراضی دیم ایران تأکید می‌شود.