انتخاب ژنوتیپهای امیدبخش برتر ماشک معمولی (.Vicia sativa L) با استفاده از شاخصهای گزینشی مبتنی بر صفات مختلف
نویسندگان
1 مربی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی کهگیلویه و بویراحمد، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، یاسوج، ایران
2 مربی، بخش تحقیقات علوم زراعی و باغی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی ایلام، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، ایلام،
3 کارشناس ترویج مدیریت جهاد کشاورزی گچساران
4 دانشیار پژوهش، بخش تحقیقات علوم زراعی و باغی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان لرستان، سازمان تحقیقات، آموزش و
5 مربی، بخش تحقیقات علوم زراعی و باغی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی ایلام، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، ایلام،
doi
10.22092/idaj.2026.371826.457چکیده
مقدمه: ماشک معمولی (Vicia sativa L.) بهعنوان یکی از لگومهای مهم مناطق مدیترانهای، به دلیل سازگاری بالا با نظامهای کشاورزی کمنهاده و ارگانیک و کاربردهای متنوع، از اهمیت ویژهای برخوردار است. از آنجا که اراضی دیم با نوسانات بارندگی در مکانها و زمانهای مختلف مواجهاند و احتمال تنش رطوبتی در مراحل حساس رشد وجود دارد، اجرای آزمایشهای چندمحیطی برای شناسایی ژنوتیپهای پایدار و پُربازده ضروری است. گزینش پایداری چندصفتی به ارزیابی بهتر ژنوتیپهای گیاهی و دستیابی به نتایج دقیقتر کمک میکند. هدف از این تحقیق انتخاب ژنوتیپهای برتر ماشک معمولی بر اساس تعدادی از صفات مورفولوژیک با استفاده از شاخصهای مختلف مبتنی بر مدل REML/BLUP و همچنین شاخص SIIG و مقایسه این شاخصها بود. روششناسی پژوهش: در این پژوهش، هشت ژنوتیپ پیشرفته ماشک معمولی همراه با ارقام شاهد مراغه و طلوع در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار، در چهار ایستگاه تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی کهگیلویه و بویراحمد (گچساران)، لرستان (خرم آباد) و ایلام (مهران و چرداول) به مدت پنج سال زراعی (1403-1398)، مورد ارزیابی قرار گرفت. کاشت با بذرکار تحقیقاتی وینتراشتایگر در چهار ردیف به طول 7 متر و با فاصله 30 سانتیمتر بین ردیفها انجام شد. پارامترهای ژنتیکی با استفاده از روش حداکثر درستنمایی محدود شده (REML) برآورد شد. تجزیه و تحلیلهای آماری با استفاده از نرمافزارهای SAS و R انجام شد. یافتههای پژوهش: بر اساس نتایج تجزیه واریانس مرکب، تفاوتهای معنیداری بین محیطها و ژنوتیپها برای اکثر صفات زراعی ماشک معمولی مشاهده شد. اثرات برهمکنش ژنوتیپ × محیط نیز برای اغلب صفات معنیدار بود. تخمینهای مبتنی بر REML نشان داد که واریانسهای ژنوتیپی، باقیمانده و G×E به ترتیب 8/91، 55/65 و 35/45 درصد از کل واریانس فنوتیپی عملکرد دانه را تبیین کردند. نتایج REML نشان داد که بیشترین و کمترین مقدار وراثتپذیری بهترتیب مربوط به عملکرد علوفه تر و تعداد غلاف در بوته بود. در مجموع، با مقایسه نتایج بهدستآمده از شاخصهای مختلف، ژنوتیپهای انتخابشده توسط شاخص SIIG (G2، G4، G1 و G3) به دلیل عملکرد دانه، عملکرد زیستتوده، تعداد غلاف در بوته، وزن صد دانه و عملکرد کاه بالاتر، به عنوان نامزدهای امیدوارکننده برای آزمایشهای پیشرفتهتر انتخاب شدند. علاوه بر این، ژنوتیپهای G1، G2 و G4 که با استفاده از شاخصهای FAI-BLUP و MGIDI انتخاب شدند، دارای عملکرد دانه بالاتر در مقایسه با ارقام شاهد بودند. این یافتهها بر اهمیت تلفیق انتخاب چندصفتی و تحلیلهای پایداری در برنامههای اصلاحی ماشک معمولی برای افزایش تحمل به خشکی و تضمین بهبود پایدار عملکرد در سیستمهای کشاورزی دیم تأکید و بینش ارزشمندی را برای برنامههای اصلاحی با هدف سازگاری با خشکسالی و بهبود عملکرد فراهم میکند.