جایگاه بعد فرازبانی در آموزش دانشگاهی زبان فرانسه در ایران

نویسندگان

1 دانشگاه تربیت مدرس

2 دانشگاه تربیت مدرس

doi
10.22067/rltf.2025.93436.1141
چکیده

رویدادهای اجتماعی و علمی قرن بیستم به پیدایش رویکردهای نوین آموزش زبان انجامید. متاخرترین این رویکردها سازا‌گرایی اجتماعی است که بسیاری از کلیدواژه‌های آموزش مانند مهارت‌گرایی و حرفه‌ای‌سازی از آن برمی‌آیند. تدوین برنامه درسی بستر تحقق این کلیدواژه‌هاست. در سرفصل کارشناسی رشتۀ زبان فرانسه پیشین مواردی مانند: تفوق مطلق جنبه زبانی، فقدان نگاه بینارشته‌ای و لحاظ‌نشدن نیازهای حرفه‌ای دانشجویان قابل مشاهده بود. در سرفصل جدید در این موارد بازنگری گردید. در پژوهش حاضر با نگاهی به سرفصل جدید در چارچوب نظریه‌های سازاگرای تاردیف (1997) و آموزش زبان‌-فرهنگ بیاکو (2000) و پورن (2017) به بررسی جایگاه توانش ارتباطی و مقایسه آن با سرفصل پیشین پرداختیم. هدف این تحقیق بررسی سرفصل جدید در جهت همگام‌سازی آموزش زبان فرانسه در ایران با رویکردهای نوین آموزشی در دنیاست. این پژوهش به روش مقایسه کیفی دروس سرفصل‌ قدیم و جدید انجام گرفت. نتایج مثبت پژوهش عبارتند از تلفیق گرایش‌های ادبی، ترجمه و آموزش، به‌روزرسانی برنامه با افزودن واحدهای درسی مبتنی بر استفاده از فناوری‌های نوین، راهبردهای یادگیری، لحاظ‌کردن نیازهای حرفه‌ای دانشجویان، تجزیه واحدهای کلان درسی و تبدیل آن‌ها به واحدهای تخصصی‌تر با تکیه بر مهارت‌های تعریف‌شده در چارچوب مرجع مشترک اروپایی. جنبه‌هایی نیز همچنان جای کار دارند: نسبت بالای واحدهای متمرکز بر ادبیات، موازی‌بودن برخی دروس، بلاتکلیفی محتوایی یا گنجاندن زودهنگام برخی دروس در سرفصل کارشناسی و لحاظ‌نشدن واحد درسی جداگانه‌ای برای آشنایی با چارچوب مرجع مشترک اروپایی به عنوان معیار اصلی تدوین روش‌های آموزش و ارزشیابی آزمون‌های بین‌المللی زبان.