بررسی رمانتیسمِ سیاه در اشعار شارل بودلر و نصرت رحمانی

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد مترجمی زبان فرانسه

2 استاد دانشگاه فردوسی مشهد

doi
10.22067/rltf.2024.85713.1097
چکیده

رمانتیسم، جنبشی ادبی است که از اواخر قرن هجدهم در اروپا نهادینه شد و تأثیرات وسیعی بر ادبیات مختلف جهان گذاشت. این جنبش در ایران پس از کودتای 28 مرداد سال 1332 پا به عرصۀ ظهور گذاشت. از ویژگی‌های بارز این جریان در ادبیات می‌توان به علاقه و توجه به گذشته، طبیعت‌گرایی، خیال پردازی و رویا اشاره کرد. اما «رمانتیسم سیاه» اندکی متفاوت‌تر از ویژگی‌های نامبرده است. از بارزترین ویژگی‌های این گرایش، رنج و ناامیدی، فقر و درماندگی، گناه و دوزخ، اندیشۀ مرگ، افیون و ... است. به همین سبب، گاهی در زمان مطالعه آثار ادبی از فرهنگ‌های مختلف، ممکن است اشعار برخی از شاعران به طور چشمگیری به یکدیگر شباهت داشته باشند؛ به‌عنوان مثال، می‌توان به شارل بودلر، شاعر فرانسوی قرن نوزدهم، و نصرت رحمانی، شاعر ایرانی قرن بیستم، اشاره کرد. خوانش اشعار نصرت رحمانی، برخی ابیات شارل بودلر را در ذهن تداعی می‌کند که نشان از تأثیرپذیری وی از این شاعر معروف فرانسوی دارد. شارل بودلر و نصرت رحمانی، هر دو به‌ «شاعران شهر سیاه» شهرت دارند؛ زیرا بیش‌ترین تأثیر خود را از اوضاع اجتماعی و سیاسی حاکم بر جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کردند، گرفتند؛ درواقع، هر دو شاعر بستری را برای بیان رنج، اندوه و فضای حزن‌آلود زمانۀ خود به تصویر کشیدند. هدف این مقاله بررسی ویژگی‌های بارز و مشترک «رمانتیسم سیاه» در اشعار دو شاعر فرانسوی و ایرانی است تا نشان دهد چرا این دو شاعر به‌عنوان «شاعران شهر سیاه» شناخته می‌شوند.