تصور ذهنی در گذار از زبان مبدأ به زبان مقصد در امر ترجمه؛ مطالعۀ موردی رمان میشل استروگف اثر ژول ورن
نویسندگان
1 استاد گروه زبان و ادبیات فرانسه و لاتین، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد مترجمی زبان فرانسه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.22067/rltf.2024.89469.1128چکیده
اندیشۀ مترجم در جستجوی تصور معناییِ واژه و جملۀ متن زبان مبدأ نقش اساسی دارد. تصوری که از اندیشیدن به جمله بهعنوان نماد و مصداقِ آن در زبان مبدأ حاصل میشود به تصوری ذهنی میانجامد که رکن اساسی در مثلثِ معناییِ آگدن و ریچاردز محسوب میشود. این تصور ذهنی نزد مترجم میتواند همگون یا ناهمگون با تصور مربوطه در زبان مبدأ باشد. اما در این میان تداعیِ تصور ذهنیِ غالب در زبان مبدأ نزد مترجم چگونه میسّر است و وابسته به چه عواملی است؟ در این پژوهش سعی بر این است، با مقایسۀ تصور ذهنی و اندیشۀ حاصل از ارتباط میان نماد و مصداق در زبان مبدأ و مقصد به بررسی روند گذار تصور ذهنی از زبان مبدأ به زبان مقصد پرداخته شود. اهمیت بررسی این تحولِ اندیشه در این است که مخاطبِ متنِ ترجمهشده اغلب فقط به اندیشۀ ذهنی مترجم از طریق نمادهای ترجمهشده دسترسی دارد و نه به اندیشۀ نهفته در نمادهای زبان مبدأ. هدف از این پژوهش، ادراک نمودِ تفکر خلاق مترجم در بستر تصور ذهنیِ برآمده از متن زبان مبدأ است. بهمنظور تجسمبخشیِ ارکانِ مثلثِ معنایی در امر ترجمه، عباراتی برگرفته از رمان میشل استروگف اثر ژول ورن مورد تطبیق با ترجمۀ آن قرار گرفتهاست. در عبارات مذکور، تلاشِ مترجم در عینیّت بخشیدن به اندیشۀ دریافتشده از متن زبان مبدأ هویدا است. اگرچه نمود تجسمیافته در ترجمه بهعنوان آینۀ تمامنمای اندیشۀ مبتنی بر متن زبان مبدأ نیست، اما اگر واجد عناصر معناشناختیِ آن باشد، میتواند نمود زبانیِ متن اصلی را محقق سازد.