مشاوره روانی به مثابه تکنولوژی: تحلیل انتقادی و بازسازی از منظر برگمان
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفه علم و تکنولوژی- پژوهشکده تاریخ و فلسفه علم - پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
2 گروه فلسفه علم و تکنولوژی- پژوهشکده تاریخ و فلسفه علم - پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
doi
10.30465/ps.2025.52437.1793چکیده
در جوامع معاصر، تنوع روزافزون نیازها و چالشهای زندگی روزمره، مراجعه به مشاوران روانشناس را به پدیدهای فراگیر بدل کردهاست. در این مقاله، درمان شناختی-رفتاری (CBT) بهعنوان رایجترین شیوه در جلسات مشاوره و رواندرمانی، بهمثابه نوعی تکنولوژی روانشناختی و با رویکردی فلسفی تحلیل و نقد میشود. مطابق تحلیلِ صورتگرفته، این چارچوب نظری جدید افقهایی برای فهم بهتر CBT فراهم میآورد و رهیافتهایی برای اصلاح و ارتقای آن پیش مینهد. با اتکا به چارچوب نظری آلبرت برگمان، فیلسوف تکنولوژی، نشان داده میشود که CBT با الگوی «پارادایم دستگاه» همسوست؛ رویکردی استانداردشده که علیرغم کارایی ساختاریافته، به کاهش عمق تجربه انسانی، بیتوجهی به زمینههای اجتماعی-فرهنگی و تقلیل رابطه درمانی به تعاملی مکانیکی میانجامد. سپس با بهرهگیری از مفهوم «اشیاء و فعالیتهای کانونیِ» برگمان، راهکارهایی برای اصلاح CBT در این پژوهش پیشنهاد میشود، از جمله تقویت رابطه درمانی اصیل از طریق همدلی و مشارکت فعال، تلفیق تمرینات ذهنآگاهی برای غنای تجربه زیسته، بهکارگیری CBT گروهی برای احیای پیوندهای اجتماعی و طراحی ابزارهای دیجیتال مبتنی بر تعامل معنادار. این تحولات CBT را از ابزاری صرفاً فنی و مبتنی بر عقلانیت ابزاری به فعالیتی کانونی تبدیل میکند که همزمان با کاهش علائم، به غنای روابط انسانی در خانواده و جامعه یاری میرساند. در نهایت، مقاله با اشاره به محدودیتهای رویکرد برگمان، ضرورت تلفیق آن با نظریههای پساپدیدارشناسی دان آید و نظریه انتقادی تکنولوژی اندرو فینبرگ را برای پوشش ابعاد فرهنگی و زمینهای در رواندرمانی معاصر مورد تأکید قرار میدهد.