دیدگاه دکارت در باب کیفیات اولیه و کیفیات ثانویه: واقعگرایی یا ضد- واقعگرایی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفه غرب دانشگاه علامه طباطبائی
2 استاد تمام دانشگاه علامه طباطبایی
doi
10.30465/ps.2025.52866.1799چکیده
در این مقاله تلاش بر آن است تا ابتدا تصویری روشن از مبحث کیفیات اولیه و ثانویه در اندیشة دکارت ارائه شود. دکارت، در کنار سایر دعاوی متافیزیکی خود، ضمن قبول سه جوهر نفس، خدا و ماده، در باب جوهر مادی مدعی است که این جوهر، تنها دارای یک صفت ذاتی است و آن صفت امتداد است. به اعتقاد او، تمام آنچه هست ذرات ماده است، که این ذرات دارای ویژگیهای هندسی خاصی از جمله اندازه، حرکت و شکل هستند. این ویژگیها را دکارت «کیفیات واقعی» ماده نام مینهد. اگرچه اندیشة دکارت در باب «کیفیات اولیه یا واقعی» از وضوح بیشتری برخوردار است، اما این وضوح گفتار و اندیشه در آراء او، ناظر به کیفیات ثانویه موجود نیست. از همین روست که برخی شارحین دکارت، او را یک ضد- واقعگرا در باب کیفیات ثانویه بشمار میآورند. در این مقاله نیز تلاش میشود، تا ضمن ارائة دیدگاه دکارت در باب کیفیات و تقابل او با فلسفة مدرسی، تفاسیر مختلفی که از دیدگاه او ناظر به کیفیات ثانویه به عمل آمده، از تفاسیر میانه و ضد- واقعگرایانه، شرح داده شود، و نهایتاً از او، با نظر به رهیافت لاکی در باب کیفیات، در مقام یک واقعگرا دفاع شود.