بررسی پیشگویه و خاتمه در رمان حرفهایی که نگفتیم اثر مارک لوی
نویسندگان
1 ایران، تهران، دانشگاه شهید بهشتی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، گروه زبان و ادبیات فرانسه
2 ایران، تهران، دانشگاه شهید بهشتی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، گروه زبان و ادبیات فرانسه
doi
10.22067/rltf.2023.81373.1076چکیده
چکیدهبخش آغازین رمان که ما از آن تحت عنوان پیشگویه یاد میکنیم، شالوده و اساس متن است. پیشگویه جایی است که صدای روایی شروع به ظاهر شدن در دنیای خیالی داستان میکند. از سوی دیگر این رابطهای که توسط پیشگویه بین خواننده و متن ایجاد میشود، محکوم به این است که سرانجام در جایی که همان بخش پایانی یا خاتمهی متن است قطع شود، در نتیجه بخش پایانی نیز دارای اهمیتی استراتژیک است زیرا دربرگیرندهی زمان-مکانی است که خواننده از متن جدا میشود. در این بررسی برآنیم تا بخشهای آغازین و پایانی رمان حرفهایی که نگفتیم نوشتهی مارک لوی را مورد مطالعه قرار دهیم. میخواهیم بدانیم نویسنده از چه مکانیسمها و تکنیکهایی جهت پردازش این دو جایگاه استراتژیک استفاده کرده است؟ ساختار این رمان مانند چرخه است، به همین دلیل بررسی چگونگی شکلگیری داستان و چگونگی پایان آن بسیار جالب بوده و پیوندهای میان این دو قسمت رازهایی را درباره جایگاه شخصیتها و حضور آنها در شکلگیری داستان آشکار میکند. لذا ابتدا مبانی روششناختی و توضیحاتی درباره مفهوم پیشگویه و خاتمه ارائه کرده و سپس به تحلیل متن میپردازیم. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که نویسنده با بکارگیری تکنیکهایی نظیر داستان-پردازی فوری و شروع در میانهی رویدادها خواننده را مستقیماً وارد داستان کرده و سپس با بهرهگیری از تکنیک معمای متن خواننده را ترغیب به ادامهی خوانش مینماید. بهعلاوه، شباهتهایی که بین پیشگویه و خاتمه مشاهده میشود، بیانگر مهارت نویسنده در بکارگیری بازیهای زبانی در پردازش دو آستانهی آغازین و پایانی داستان است.