آثار نامتقارن سیاستهای اقتصادی بر بخش مسکن با استفاده از رویکرد تعادل عمومی پویای تصادفی
نویسندگان
1 استادیار اقتصاد، گروه علوم اداری و اقتصاد، دانشکده علوم انسانی و علوم ورزشی، دانشگاه گنبد کاووس، گنبد کاووس، ایران
2 دکتری اقتصاد، دانشکده اقتصاد، دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 استادیار اقتصاد، گروه علوم اقتصادی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه میبد، میبد، ایران
doi
10.30465/jnet.2024.48081.2122چکیده
با توجه به دو ویژگی املاک و مستغلات شامل ویژگی مصرفی و سرمایه ای، تقاضای کل بخش مسکن را میتوان به تقاضای مصرف کننده و تقاضای سرمایهگذاری تقسیم کرد. سیاستهای مختلف میتوانند اثرات متفاوتی بر هر یک از اجزای تقاضای مسکن داشته باشند. در این مطالعه با استفاده از دادههای فصلی 1400-1380 کشور و رویکرد تعادل عمومی پویای تصادفی، اثرات سیاست پولی و مالی و نیز شوک قیمت نفت بر تقاضای مسکن مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان میدهد که تقاضای سرمایهگذاری میتواند برای توضیح نوسانات قیمت مسکن بهتر از تقاضای مصرف کننده باشد. به عنوان نمونه در حالی که سیاست مالی انبساطی باعث افزایش هر دو نوع تقاضای مصرفی و سرمایه گذاری می شود؛ سیاست مالی انقباضی سبب کاهش تقاضای مصرفی و افزایش تقاضای سرمایه ای مسکن می شود. زمانی که اقتصاد در حال رونق باشد بازار مسکن دچار نوسان میشود با افزایش نوسانات در بازار مسکن، سهم سرمایهگذاری در مسکن افزایش مییابد و این حاکی از آن است که متقاضیان مسکن تمایل دارند وزن بیشتری به ارزش سرمایهگذاری نسبت به ارزش مصرفی ارائه دهند که ممکن است باعث تشکیل حباب مسکن شود. در پایان، برخی پیشنهادات سیاستی منطقی در زمینه کنترل قیمت ارائه شده است. طبقه بندی JEL: ,R3 C6، E6