منحنی فیلیپس نیوکینزی و درجه عبور نرخ ارز در اقتصاد ایران: شواهدی جدید از الگوی MCWT
نویسندگان
1 دکتری اقتصاد، دانشکده اقتصاد و علوم اداری، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد،ایران
2 کارشناسی ارشد مهندسی صنایع، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، مشهد، ایران
3 استادیار اقتصاد دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
4 استادیار گروه اقتصاد اسلامی، دانشگاه قم، قم، ایران
doi
10.30465/jnet.2024.49115.2146چکیده
مطالعات زیادی تاکنون در ارتباط با رابطه میان بیکاری، انتظارات تورمی و نرخ ارز با تورم انجام شده است. با این وجود ارتباط میان آنها همچنان مبهم است و این مسأله به طور خاص در اقتصاد ایران با توجه به ساختار اقتصاد کلان و وضعیت ژئوپلیتیک آن از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. بر این اساس در پژوهش حاضر به بررسی پویاییهای منحنی فیلیپس نیوکینزی با لحاظ نرخ ارز در دوره زمانی 2022:4-2000:1 با تواتر فصلی با استفاده از الگوی تبدیل موجک چندمتغیره پیوسته (MCWT) در فرکانسهای مختلف (کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت) پرداخته شده است. براساس یافتههای این مطالعه، ساختار منحنی فیلیپس با واقعیت اقتصاد ایران سازگار نبوده و حتی در دورههای رکود و رونق اقتصاد کشور نیز بعضاً ارتباط معناداری میان تورم و بیکاری حتی در کوتاهمدت مشاهده نشده است. اما تورم در درجه اول به شدت تحت تأثیر انتظارات تورمی و در در درجه دوم نرخ ارز هم در میانمدت و بلندمدت بوده است که نشان میدهد چنانچه انتظارات و نرخ ارز در کشور مدیریت نشوند میتوانند تورمهای بلندمدت شکل دهند و حتی با توجه به وجود چسبندگی قیمتی، چنانچه ارز و انتظارات مدیریت شود، امکان کاهش قیمتها چندان متصور نمیباشد. JEL Classification: C65, E12, E31