ترجمه به عنوان سفر: رویکرد هرمنوتیک و دیالکتیک به ترجمه

نویسندگان

1 دانشگاه تربیت مدرس

doi
10.22067/rltf.2023.81273.1075
چکیده

نظریه‏پردازان زبان‏شناسی، زبان را به عنوان ظرفی برای انتقال مفاهیم و اندیشه‏ها می‏دانند. در سوی دیگر این طیف، فرهنگ‏گرایان قرار دارند که ترجمه را نه به عنوان «ظرف» یا «هادی صرف»، بلکه آن را به مثابه «پل ارتباطی» میان سپهرهای فرهنگی-زبانی متفاوت می‏انگارند. در این میان، رویکرد هرمنوتیک، با تکیه بر آراء ایدئولوژیک-دیالکتیک و به عبارتی کلی، نگرش فلسفی اشتاینر، ترجمه را نه به عنوان ظرف و نه به عنوان پل، بلکه به عنوان سفری از "خود" به "دیگری" تفسیر می‏کنند؛ سفری که در آن مترجم-مسافر در طول چهار مرحله «تسلیم»، «تجاوز»، «الحاق» و «استرداد» از سپهرزبانی-فرهنگی خود خارج می‏شود تا با تغییر و تحول در آنچه یافته است، به "گونه‏ای دیگر" به قلمروی زبانی-فرهنگی خویش باز گردد.هدف از این مقاله بررسی چگونگی تقابل دیالکتیک‏گونه «من» یا «خودی» با «دیگری» نزد مترجم-مسافر و ریشه گرفتن تدریجی اندیشه‏های استعمارگرا در رویکردهای هرمنوتیک به ترجمه است. سوألی که در این میان مطرح می‏شود این است که در این سفر ذهنی چگونه دگرگونی دانشی رخ می‏دهد و چگونه "من" و "دیگری" در پی تقابل با یکدیگر به آشتی و وحدت نظری می‏رسند. به نظر می‏رسد که دگرگونی دانشی با گذر از "من" به "غیر من" و تبدیل "دیگری" به "غیردیگری" در جایی به نقطه صفر تعادل می‏رسد و این درست همانجایی است که مترجم-مسافر تجربه معرفت‏شناختی جدیدی را به منصه ظهور می‏رساند.