کاربست اصل حاکمیت اراده در حل تعارض قوانین و دادگاهها در ورشکستگی بینالمللی
نویسندگان
1 استادیار، گروه حقوق خصوصی، دانشکده حقوق، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 دانشآموخته کارشناسی ارشد حقوق خصوصی، دانشکده حقوق، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.22106/jlj.2025.2046883.6125چکیده
امروزه قلمرو ورشکستگی بسیاری از شرکتها محدود به مرزهای سرزمینی یک کشور نیست. شرکتهای بینالمللی ارتباطات مهم و مؤثری با حوزههای قضایی کشورهای مختلف دارند و از این رو، ورشکستگی آنها به طرح این پرسش اساسی میانجامد که قوانین و دادگاههای کدام کشور باید مسائل ناشی از بروز چنین رویدادی را حلوفصل کنند. در پاسخ به پرسش اخیر از جمله، نظریه کاربرد اصل حاکمیت اراده بهعنوان قاعده حل تعارض در ورشکستگی بینالمللی مطرح و استدلالهای گوناگونی در پذیرش یا رد آن ابراز شده است. در این پژوهش، استدلالهای موافقان و مخالفان این نظریه با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و با هدف درک مبانی دیدگاه هر یک از آنها و نیز تشخیص مبانی قوانین آمره فعلی در این حوزه، تشریح و در نهایت، این نتیجه حاصل گردیده است که بهکارگیری نظریه مزبور در عمل، با موانع عدیده قانونی و عملی مواجه و با برداشت غالب از مفهوم ورشکستگی در تعارض است.