پیله خانواده درآثار آنا گاوالدا
نویسندگان
1 دانشگاه تبریز
2 دانشگاه تبریز
3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فرانسه دانشگاه تبریز
doi
10.22067/rltf.2023.79628.1066چکیده
انسان امروزی در منتهیالیه دنیایی تاریک غرق شده است اما همواره سعی بر آن داشته تا خلاهای شخصیتی و وجودی خود را به گونهای التیام بخشد. مفهوم یک خالق آثار ارزشمند دارای نبوغ میتواند ابعاد گستردهای را به خود بگیرد. از این منظر، آنا گاوالدا، این زن نویسنده معاصر فرانسوی به خوبی توانسته است روابط بین انسانی را که شاکلهی زیستن آدمی است در آثارش به تصویر بکشد. از آنجائیکه خانواده محل تلاقی نیازهای روانی افراد و ریشهی سرخوردگیها و خلاهای روانی است که بعدها در بطن جامعه هویدا میشوند، اهمیت بررسی این جایگاه از خلال آثار آنا گاوالدا را دو چندان می-کند. از این حیث در نظر داریم تا از طریق رویکردهای روانی مورد نظر ژولیا کریستوا به تببین موضوعات زیر بپردازیم. در ابتدا، نویسنده چگونه به نقشهای مادر و پدر در خلال آثارش پرداخته است؟ نتایج منفی و زیانبار روابط متزلزل درون خانوادگی در اثر من او را دوست داشتم میتواند در چه ابعادی ظاهر شود؟ از سوی دیگر، حضور پدر چه جنبههای پررنگی در زندگی فرزندان خواهد داشت و راهکار نویسنده برای معنادار کردن زندگی، در رمان با هم بودن چیست؟ خوانش آثار نویسنده ما را به تعمق بیشتر نسبت به سوءتفاهمهای خانوادگی، تضادهای بینا نسلی، سرگردانیهای عاطفی و روابط انسانی متزلزل وامیدارد. و از این حیث بازتاب واقعی از زندگی کنونی انسان معاصر را به تصویر میکشد که می-تواند بعنوان شاه کلیدی برای حل مشکلاتی باشد که هر خانوادهای به طور روزمره با آنها دستوپنجه نرم میکند.