اقتصاد مرسوم یا اقتصاد رفتاری، کدام‌یک توضیح بهتری برای نوسانات بازار سرمایه ارائه می‌دهند؟

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی دانشکده مدیریت و اقتصاد، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 دانشیار دانشکده مدیریت و اقتصاد، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
10.22054/ijer.2024.79900.1282
چکیده

اقتصاد مرسوم بیان می­کند که وجود آربیتراژ در بازارهای مالی، بازیگران این بازارها را به سوی رفتار عقلایی با هدف بیشینه نمودن سود سوق می­دهد؛ فرضی که اساس مفهوم فرضیه کارایی در بازار (EMH)[1] را تشکیل می­دهد. در سوی دیگر در سال­های اخیر اقتصاد رفتاری با انجام مطالعاتی، فرض کارایی و رفتار عقلایی در بازارهای مالی را زیر سؤال برده و برای متغیرهای به ظاهر غیرمرتبط از جمله شرایط جوی، دمای هوا و آلودگی، تأثیر معنی‌داری در بازارهای مالی یافته­ است. در این پژوهش می­خواهیم با بررسی داده­های روزانه شاخص بازار سهام تهران در دو بازه زمانی اسفند 1400 تا بهمن 1401 و اسفند 1401 تا بهمن 1402 مقایسه­ای میان قدرت توضیح­دهندگی این دو دیدگاه ارائه دهیم. برای این منظور از داده­های روزانه نرخ رشد دلار آمریکا در بازار آزاد به عنوان متغیر توضیح‌دهنده رشد شاخص کل بازار سرمایه در دیدگاه مرسوم اقتصاد استفاده نموده­ایم و متغیرهای دمای هوا، وضعیت جوی و میزان شاخص آلودگی نیز به عنوان متغیرهای توضیح‌دهنده در رویکرد رفتاری وارد مدل شده­اند. برای مدلسازی با توجه به ماهیت بازارهای مالی از روش EGARCH استفاده نموده­ایم. نتایج این پژوهش نشان می­دهد که در بازه اسفند 1400 تا بهمن 1401 که نرخ دلار روند صعودی قابل توجهی را تجربه نموده ­است، قدرت توضیح­دهندگی متغیرهای رفتاری کاهش یافته و بعضی از آن­ها معنی­داری خود را در توضیح شاخص کل از دست داده­اند درحالی‌که در بازه اسفند 1401 تا بهمن 1402 (ثبات نسبی نرخ ارز)، متغیرهای رفتاری تأثیر معنی­داری روی شاخص کل داشته­اند. [1]. Efficiency Market Hypothesis