نقش رویکرد شناختی در کاربرد زبان نزد دانشجویان مبتدی مقطع کارشناسی زبان فرانسه(مطالعه موردی: دانشجویان دانشگاه حکیم سبزواری)

نویسندگان

1 دانشگاه حکیم سبزواری

2 دانشجوی کارشناسی ارشد زبان فرانسه-گروه زبان فرانسه- دانشگاه حکیم سبزواری

doi
10.22067/rltf.2022.74978.1036
چکیده

 تقویت مهارت­های لازم برای بهبودِ عملکردِ زبان­آموزان امری ضروری است و لازم است که فرآیندِ آموزش/یادگیری زبان خارجی- در این پژوهش زبانِ فرانسه- بر پایه مؤلفه­های عاطفی و تأثیر آن­ها بر یادگیری زبان (دستاوردهای اصلی) باشد. مسأله اصلی مقاله حاضر، میزان محقق­ساختن «کاربرد زبان» (تلفظ صحیح آوایی، اصول گرامری، استفاده صحیح از واژگان در نظام زبان)  نزدِ دانشجویان مبتدی برای بیان شفاهی و نوشتاری در سطح A1 با هدفِ بررسی مجموعه­ی قواعد زبانیِ کلیِ استفاده­شده توسط آنان می­باشد. با تکیه بر نظریه «مغزمتفکرِ»کنت چیستن، ضمن مطالعه اثربخشی کاربرد زبان در سطح شفاهی و نوشتاری مبتنی بر رویکرد شناختی (قوانین-سبک­ها)، به بررسی تأثیر آن­ها در بهبود کیفیت امرآموزش/یادگیری زبان فرانسه نزد این دانشجویان می پردازیم. گردآوریِ داده­ها به روشِ توصیفی-طولی بوده و برحسب هدف، تحقیقی کاربردی می­باشد. بررسی اعضای جامعه آماری-43 نفر از دانشجویان 20 تا 30 ساله نیمسالِ  اول کارشناسی فرانسه- در طی آموزش مجازیِ دوران پاندمی، نشان داد که در طول 3 ماه، به لطفِ برآوردِ روانشناختی صحیح از وضعیت روحی دانشجویان در طی تمرینات زبانی توسعه­یافته، 85% از دانشجویان به کاربرد متوسط و 15% به کاربرد بسیارخوب از زبان نائل آمدند. استاد نیز با توسل به تمریناتِ مرتبط با روحیات جمعی آنان، عامل بسیار مهمی در پیشبرد امر آموزش بوده است.