کاربست تطبیقی عنصر صدای روایت در تکوین فرآیند گفتمان بر اساس نظریۀ ژرارژنت در دو اثر روایی پله‌آس و ملیزاند و زال و رودابه

نویسندگان

1 استادیار، گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشکده ادبیّات و علوم انسانی، واحد ورامین- پیشوا، دانشگاه آزاد اسلامی، ورامین، تهران، ایران.

2 دانشجوی دکتری، گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشکده ادبیّات و علوم انسانی، واحد ورامین- پیشوا، دانشگاه آزاد اسلامی، ورامین، تهران، ایران.

3 استادیار، گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشکده ادبیّات و علوم انسانی، واحد ورامین- پیشوا، دانشگاه آزاد اسلامی، ورامین، تهران، ایران

doi
10.22067/rltf.2022.75051.1038
چکیده

کشف عناصر و قواعد مشترک روایت‌ها برای دست‌یابی به ساختارهای همگانی آن‌ها، همواره مدّنظر روایت‌شناسان است. تحلیل نمایشنامۀ مترلینک از آن سبب که در لایه‌های درونی خود با بهره‌گیری از شخصیت‌های زال و رودابه، سیندخت و آغاز داستان سیاوش و... متأثر از شاهنامه است، اهمیت خاصی دارد. در این بین نظریۀ جامعِ «ژنت» در حوزۀ روایت، با نوعی مهندسی معکوس، کارآمدترین شیوه در بررسی ساختار این دو روایت از زوایای گوناگون است. او روایت‌ها را از سه منظر «راوی»، «زمان» و «کانونی‌سازی» بررسی می‌کند. ژنت با واکاوی مؤلفۀ «صدای روایت»، کیستی، چه زمانی و جایگاه راوی را، نمایان می‌سازد. از سویی دیگر ادبیات تطبیقی تفاوت روایت‌ها را از منظر روایت‌شناسی بر اساس جنبه‌های صوری کارکرد عناصر آنها بررسی می‌کند. پژوهش حاضر می‌کوشد، امکان تبیین شگرد صدای روایت را با این فرض که داستان غنایی زال و رودابه و نمایشنامۀ پله‌آس و ملیزاند، بر مبنای نظریۀ ژنت، روایی هستند، آن‌ها را سنجیده و تمهیدات به‌کار رفته در آن‌ها را بررسی کند. این جستار با رویکردی توصیفی- تحلیلی مبتنی بر مطالعات کتابخانه‌ای به واکاوی تطبیقی دو داستان پرداخته و با تأکید بر وجوه اشتراک و افتراقِ کاربستِ شگرد رواییِ صدای روایت، به تحلیل و مقایسۀ این دو داستان می‌پردازد. یافته‌های پژوهش بیانگر این است که، دو داستان توسط راوی برون‌رویداد بازگو می‌شوند. وجه غالب روایتگری در زال و رودابه، روایتگری پسارویداد و در پله‌آس و ملیزاند روایتگری همزمان با رویداد است و سطح روایت در هر دو داستان از نوع راوی برون‌داستانی است.