بازتفسیر تحلیل علّیت ماکس وبر در علوم فرهنگی: نقش قواعد تجربی و شرطی‌های خلاف‌واقع در حفظ تمایز نوکانتی

نویسندگان

1 گروه فلسفه ، واحد علوم و تحقیقات ، دانشگاه آزاد اسلامی ، تهران ، ایران

2 گروه مطالعات نظری علم، فناوری و نوآوری، مؤسسه تحقیقات سیاست علمی کشور، تهران، ایران (نویسنده مسئول)

doi
10.30465/ps.2025.52704.1794
چکیده

روش‌شناسی ماکس‌وبر تحتِ تأثیر اندیشمندان مکتب نوکانتیِ بادن، به تمایز میان علوم‌طبیعی و علوم‌فرهنگی تأکید دارد. این رویکرد علوم‌انسانی را با فهم معنای کنش‌های انسانی، و علوم‌طبیعی را با تبیین از طریق قانون‌های علّی تشخیص می‌دهد.امّا، وبر برای تحلیل خود از واژۀ «علیت» و «تحلیل‌های علّی» استفاده کرده و از آنجا که تبیین (در عامیانه‌ترین تعریف) به معنای بیانِ علّت است، این تصوّر ایجاد شده که روش وبر در علوم‌فرهنگی به واسطۀ علاقه او به تحلیل علّی، به علوم‌طبیعی نزدیکتر شده که این نیز معنایی ندارد به جز پذیرش نوعی از تحصل‌گرایی. در این مقاله استدلال می‌کنیم که تحلیل علّی وبر، همچنان به تمایز میان علوم‌فرهنگی و علوم‌طبیعی (موردنظر نوکانتی‌های بادن) متعهد باقی می‌ماند. برای این منظور بعد از شرح روش‌شناسی و رویکرد علّی وبر، با مقایسه شرح وبر با فلاسفه دیگری که درخصوص علیت منفرد قرائت‌هایی ارایه داده‌اند (به طور مشخص دیوید لوئیس) نشان خواهیم داد که تحلیل علیّت منفرد، دارای ویژگی‌هایی است که به کار رفتن آن در دیدگاه وبر، مرز میان علوم‌طبیعی و علوم‌فرهنگی همچنان حفظ خواهد شد. در این مقاله، ملاکی برای تمایز میان این دو نوع علم ارایه می‌شود.