ابزارهای پیرامتنی در ترجمه؛ بررسی پیرامتنهای اولین ترجمهی کامل دیوان حافظ به زبان فرانسه
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فرانسه، دانشگاه شهید چمران اهواز
doi
10.22067/rltf.2022.77803.1054چکیده
از آنجا که هر ترجمه محصول خوانشی از متن اصلی است، پیرامتنی برای آن محسوب میشود. با این حال ترجمه نیز یک متن بهشمار میرود و با پیرامتن هایی همراه است. انتظار میرود با بررسی این پیرامتن ها به اطلاعات و شواهد سودمندی برای پیبردن به اولویتها و دلایلی دست یابیم که در پسزمینهی تصمیمهای مترجم و روش ترجمهی او قرار دارند. در مقالهی حاضر با تکیه بر نظر ژرار ژنت دربارهی پیرامتن و انواع آن و همچنین به کمک روش نقد ترجمهی آنتوان برمان، به مطالعهی پیرامتنهای اولین ترجمهی کامل از دیوان حافظ به زبان فرانسه میپردازیم (دوفوشهکور، 2006). پس از بررسی پیرامتن های بر-متنی ترجمهی مذکور، به مطالعهی پیرامتن های کنار-متنی آن خواهم پرداخت. به کمک این پیرامتن ها به دیدگاه دوفوشهکور دربارهی ادبیات فارسی و بهویژه شعر حافظ پی میبریم. همچنین از این طریق درمی یابیم او ترجمه را ابزاری ناقص برای شناختن و شناساندن حافظ به خوانندگان فرانسویزبان می داند. سپس خواهیم دید که دیدگاه دوفوشهکور دربارهی ادبیات فارسی، شعر حافظ و عمل ترجمه بر پروژهی او برای ترجمهی دیوان حافظ تاثیر می گذارد و در نتیجه او ترجمهای غیرمنظوم از تمام غزل های حافظ ارائه میدهد و برای ترجمهی هر غزل یادداشت هایی نیز مینویسد.