بررسی پدیدۀ اجتماعی «هنجارگسیختگی» و بازتاب آن در هزار خورشید تابان اثر خالد حسینی
نویسندگان
1 گروه زبان فرانسه، دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی، دانشگاه تبریز
2 گروه زبان و ادبیات فرانسه، دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی، دانشگاه تبریز
doi
10.22067/rltf.2021.70704.1011چکیده
پژوهش حاضر با تکیه بر رویکرد جامعهشناختی، به بررسی مفهوم هنجارگسیختگی (anomie) و بازتاب آن در رمان هزار خورشید تابان اثر خالد حسینی، نویسندۀ افغانی تبار مقیم آمریکا، میپردازد. حسینی جامعهای را به تصویر میکشد که تحت تاثیر علل گوناگون از جمله بحران جنگ و خودکشی دستخوش تغییرات شده و شخصیتهای آن هنجارهای اجتماعی از پیش تعیین شده را زیر سوال میبرند. این مقاله ما را قادر به مطالعۀ فقدان هنجارهای اجتماعی و نمود آن در ادبیات خواهد نمود. پدیدۀ هنجارگسیختگی در این داستان به نقطهۀ اوج خود میرسد و حسینی به کمک نوشتار انقلابی و واقع-گرایانهی خود، دنیایی را تصویر میکند که اغلب زنان، شخصیتهای اصلی داستان، قربانی این هنجارگسیختگی میشوند. او با خلاقیت ادبی خود، دنیای تاریکی را میآفریند که قهرمانهای داستانش تحت ستم ظالمانه قرار گرفته و بحرانهایی همچون جنگ، فقر، فساد و تبعیض بر تاریکی هر چه بیشتر دنیایشان دامن میزند. در پژوهش حاضر، نظریههای فیلسوفان و جامعهشناسانی چون دورکیم، گویو و شزل در رابطه با هنجارگسیختگی را مطالعه خواهیم نمود. سپس، به بحث و بررسی عناصر این مفهوم در رمان حاضر خواهیم پرداخت و همانطور که گویو هنجارگسیختگی را دری به روی خلاقیت میداند نمود زبانی و نوشتاری این مفهوم را طبق رویکرد زیما مطالعه خواهیم کرد.