ارائه الگوی تمایل به پرداخت بیشتر مشتریان برای قطعات دارای فناوری های نوین در صنعت خودروسازی (مورد مطالعه: گروه پژوهش صنعت مدرن)
نویسندگان
1 دانشپژوه پسادکتری گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
2 دانشیار گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
doi
JABM.3.2.15564.351256.3257.30156چکیده
این پژوهش با هدف ارائه الگوی تمایل به پرداخت بیشتر مشتریان برای قطعات دارای فناوریهای نوین در صنعت خودروسازی انجام شده است. از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، با رویکرد آمیخته و در دو مرحله متوالی طراحی گردید. در گام نخست، با استفاده از روش گراندد تئوری، جامعه کیفی پژوهش شامل 20 نفر از خبرگان، مدیران و متخصصان مرتبط با طراحی، تولید، بازاریابی و فروش قطعات دارای فناوریهای نوین در صنعت خودروسازی و بهویژه گروه پژوهش صنعت مدرن بود که نمونهگیری بهصورت هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری انجام گرفت. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری و بر اساس رویکرد نظاممند، کدگذاری و مدل پارادایمی پژوهش تدوین شد. در این مدل، «تمایل به پرداخت بیشتر برای قطعات دارای فناوریهای نوین» بهعنوان پدیده محوری شناسایی گردید و شرایط علّی شامل «برتری عملکردی و فنی فناوری نوین»، «صرفهجویی اقتصادی و کاهش هزینههای آتی»، «تجربه احساسی و لذتمحور»، «احساس نوآوری و تمایز» و «بهرهوری انرژی و کارایی زیستمحیطی» استخراج شد. همچنین «ارزشآفرینی و بازدهی بلندمدت»، «پایداری و مسئولیتپذیری محیطزیستی»، «تصویر ذهنی مثبت و هویت برند» و «تطابق با زیرساختها و شبکه تأمین» بهعنوان شرایط زمینهای، و «اعتماد مبتنی بر تجربه و شفافیت»، «اطمینان نهادی و تضمین خدمات»، «مرجعیت فنی و تخصصی» و «تأثیر اجتماعی و تجربه جمعی» بهعنوان شرایط مداخلهگر شناسایی شدند؛ راهبرد محوری «اطمینان از کارکرد فناوری در شرایط عملیاتی» و پیامدهایی نظیر «شکلگیری تمایل پایدار به پرداخت بیشتر»، «افزایش وفاداری مشتری» و «تقویت سرمایهگذاری در نوآوری» حاصل گردید. در گام دوم، بخش کمی پژوهش با روش پیمایش انجام شد. نمونه آماری این فاز شامل 384 نفر از مشتریان و استفادهکنندگان قطعات دارای فناوریهای نوین مرتبط با گروه پژوهش صنعت مدرن بود. دادهها از طریق پرسشنامه مبتنی بر ابعاد مدل پارادایمی گردآوری شد. نتایج تحلیلها (اعم از روایی، پایایی و برازش مدل) نشان داد که ساختار ابعادی استخراجشده در فاز کیفی، از نظر آماری مورد تأیید قرار گرفته و مدل نهایی تمایل به پرداخت بیشتر برای قطعات دارای فناوریهای نوین، از اعتبار قابل قبول برخوردار است.