بررسی فراداستان در آوازهای مالدورور
نویسندگان
1 دانشگاه بوعلی سینا
doi
10.22067/rltf.v2i2.87818چکیده
آوازهای مالدورور، برخلاف بسیاری از متنهای روایی سدة نوزدهم که میکوشیدند با بهرهگیری از شگردهای گوناگون کنش روایتپردازی را پنهان ساخته و به توهم ارجاعی دامن زنند، مدام ساختگی بودن داستان را به خواننده گوشزد کرده و از غرق شدن او در دنیای داستان جلوگیری میکرد. این مهم بهمدد دو ترفند پربسامد که همواره جریان داستان را قطع کرده و خواننده را در فضای گفتمان وارد میکند میسر میشود: حضور پررنگ فراداستان در متن و گفتگوی مداوم راوی با روایتشنو. جستار پیشرو میکوشد تا نخست نمودهای فراداستان را در متن لوترهآمون نشان دهد و سپس کارکردهای گوناگون آن را در سطوح مختلف این متن بررسی کند. همچنین این بررسی اجازه میدهد تا به اندیشههای بنیادینی پی ببریم که این متن بر اساس آن شکل میگیرد و مبانی ادبیات روایی سنتی را به چالش میکشد. بدینترتیب، این مقاله دو حوزة روایتشناسی و نظریة ادبیات را به یکدیگر پیوند میزند. پژوهش کنونی بر این باور است که پیدایش آوازهای مالدورور نقطة عطفی در تاریخ تحول متن ادبی و روایتپردازی بهشمار میرود چه خواننده خود را در برابر متنی مییابد که مدام روند شکلگیری خود را به نمایش میگذارد و از او خوانشی یکسر پویا و ادبی میطلبد. همچنین این جستار نشان میدهد متن مدرنی چون آوازهای مالدورور برداشتی شبیه به روایتشناسی به ادبیات دارد و اصولاً چنین متنهایی شرایط را برای بررسیهای متنگرا در سدة بیستم فراهم کردهاند.