فرسایش تفکر و تورم محتوا: پیامدهای تاریک هوش مصنوعی در پژوهشهای علوم انسانی و بازاریابی
نویسندگان
1 سردبیر نشریه مدیریت بازاریابی هوشمند و استادتمام دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
JABM.3.2.15564.351256.32578340چکیده
گسترش فزاینده ابزارهای هوش مصنوعی در فرایند نگارش علمی، منظومه پژوهش در علوم انسانی و بازاریابی را با چالشی روبهگسترش مواجه کرده است؛ چالشی که نه در سطح فناوری، بلکه در سطح معنا، هویت و اصالت تولید دانش رخ میدهد. مدلهای زبانی با توان تولید متنهای ظاهراً دقیق، منظم و بیخطا، فضایی ایجاد کردهاند که در آن سرعت بر عمق غلبه کرده و ظاهر بر جوهره پیشی گرفته است. پیامد این وضعیت، تورم محتوا و فرسایش تدریجی تفکر پژوهشی است؛ زیرا نوشتن که باید محصول کشمکش ذهنی، تجربه زیسته و تأمل انسانی باشد، بهتدریج به عملی اجرایی و قابل تفویض به ابزار تبدیل میشود. این سرمقاله با نقد این روند، تلاش میکند ابعاد پنهان تغییرات اخیر را روشن سازد و نشان دهد که بحران موجود صرفاً ناشی از استفاده نادرست از فناوری نیست؛ بلکه نتیجه تغییر آرام اما بنیادین در منطق تولید علم است.در چنین وضعیتی، بازگشت به اصالت پژوهش تنها از طریق بازتعریف نقش انسان در چرخه تولید معنا ممکن است. پیشنهادهای ارائهشده در این متن چهار سطح تکمیلی را شامل میشود: مسئولیت فردی پژوهشگر در حفظ خلاقیت و صداقت علمی، لزوم تدوین استانداردهای دانشگاهی برای استفاده اخلاقی از هوش مصنوعی، ضرورت بازنگری در سیاستهای داوری و انتشار نشریات علمی، و طراحی چارچوبهای کلان برای تنظیمگری آینده پژوهش در سطح ملی. پیام اصلی این متن روشن است: هوش مصنوعی میتواند ابزار تقویت علم باشد، اما تنها زمانی که انسان همچنان مرکز تفکر، تفسیر و خلق معنا باقی بماند.