ارزیابی نظریات متفکرین معاصر در رابطه با علل توسعه‌نیافتگی ایران با تأکید بر حقوق مالکیت در چارچوب رهیافت‌های اقتصاد سیاسی

نویسندگان

1 استادیار گروه توسعه اقتصادی و برنامه‌ریزی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری رشته علوم اقتصادی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

3 استاد گروه توسعه اقتصادی و برنامه‌ریزی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

doi
10.22054/ijer.2022.67001.1084
چکیده

تا پیش از دهه 1990 نظریات اقتصاد سیاسی، امنیت حقوق مالکیت را مفروض پنداشته و به آن نپرداخته ­اند. اهمیت حقوق مالکیت به­ عنوان موتور محرکه رشد و توسعه اقتصادی، ابتدا توسط اقتصاددانان نهادگرا مورد توجه قرار گرفت و سپس بسط داده شد. در این مقاله که در چارچوب الگوی اقتصاد سیاسی نهادگرایی به روش کیفی توصیفی و با استفاده از داده­ های کتابخانه­ای انجام شده، الگوهای نظری اقتصاد سیاسی مارکسیستی (فئودالیسم ایرانی و شیوه تولید آسیایی) و ایده مبتنی بر فردگرایی روش­شناختی (آزادی­خواهی نافرجام) که مورد استفاده محققین در تحلیل علل عدم توسعه­نیافتگی ایران بوده با تأکید بر حقوق مالکیت مورد بررسی قرار گرفته است. نقطه ضعف این نظریات، عدم انطباق با سیر تحولات تاریخی ایران و عدم ارائه نظریه­ ای مستقل در رابطه با ناکارآمدی حقوق مالکیت در تاریخ ایران است. لذا استفاده از دستگاه نظری نهادگرایی که اصول آن بر شناخت تاریخ و نهادهای هر جامعه استوار است و توسعه­نیافتگی حقوق مالکیت را بر مبنای توزیع قدرت و تحولات آن - و نه صرف تضاد طبقاتی- بررسی می­کند، می­تواند راهگشا باشد. برای ارائه تبیینی از اقتصاد سیاسی توسعه­ نیافتگی با استفاده از دستگاه نظری نهادگرایی لازم است در دو سطح نظریه ­پردازی شود: نظریه دولت و نظریه حقوق مالکیت. لذا پیشنهاد می ­شود با توجه به ویژگی­های خاص ایران، بر موارد ذیل تمرکز شود: 1) تأثیر عوامل اقلیمی (کم ­آبی) بر شکل­ گیری زندگی کوچ­نشینانه و دولت­های قبیله ­ای و آثار آن بر نظامات اجتماعی و سیاسی ایران (نظریه دولت) 2) آثار شکل­ گیری این نظامات اجتماعی و سیاسی بر عدم توسعه ­یافتگی حقوق مالکیت (نظریه حقوق مالکیت).