میزان و نوع مقاومت زنان در رویارویی با ساختار قدرت در زندگی روزمره

نویسندگان

1 استادیار گروه جامعه‌شناسی دانشکده‌ی علوم اجتماعی دانشگاه شیراز

2 عضو هیئت علمی گروه پژوهشی علوم رفتاری جهاد دانشگاهی و دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی دانشگاه شیراز

doi
چکیده

زندگی روزمره علاوه بر این‌که بستر اعمال قدرت در جامعه محسوب می‌شود پتانسیل‌هایی نیز برای عملِ رهایی‌بخش و خلاقیت و استقلال سوژه فراهم می‌کند. خانواده به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عرصه‌های زندگی روزمره است که زنان در آن نقش‌آفرین اصلی شمرده می‌شوند. با توجه به این‌که این حوزه نیز خالی از مناسبات قدرت نیست مانند بقیه‌ی عرصه‌های اعمال استراتژی‌های قدرت مقاومت‌هایی را نیز در خود جای می‌دهد. مقاله‌ی حاضر میزان و نوع مقاومت زنان را در مواجهه با ساختار قدرت مردسالار در خانواده اندازه گرفته است. نتایج تحقیق نشان داده است که زنان، مقاومتی کم و متوسط را در پنج شکل از خود نشان می دهند. مقاومت و قدرت زناشویی در خانواده رابطه‌ای منفی و معنادار با هم نشان داده‌اند. یعنی هر چه زنان در خانواده از قدرتی بیشتر برخوردار باشند مقاومتی کمتر از خود نشان می‌دهند. به‌علاوه اگر زنان در سن بالاتر ازدواج کنند، شاغل باشند و با شوهری تحصیل‌کرده‌تر زندگی کنند از قدرتی بیشتر در خانواده برخوردار هستند و مقاومتی کمتر نشان می‌دهند. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که زنان به‌دنبال تفاهم و مشارکت هستند و اگر مردان آن‌ها را به رسمیت بشناسند و قدرت مجاب‌سازی بیشتری داشته باشند با مقاومتی کمتر روبه‌رو می‌شوند و خانواده جوّی آرام‌تر را تجربه خواهد کرد.