کارکرد فنون معناشناسانه در فرآیند ترجمه
نویسندگان
1 دانشگاه آزاد اسلامی، واحد مشهد
2 دانشگاه آزاد اسلامی مشهد- دانشکده حقوق و زبانهای خارجی
doi
10.22067/rltf.v1i2.81814چکیده
ترجمه اساساً متشکل از دو رَویه است: لفظ گرا و معناگرا. در رویۀ لفظ گرا، حرکت به سمت تناظر یکبهیک اجزای دو متن است؛ و در رویۀ معناگرا، تلاش میشود ترادفی میان محتوای متن ها برقرار گردد. ازآنجاکه زبان ها نه تماماً متقارن هستند و نه تماماً نامتقارن، هیچیک از این رویه ها بهتنهایی نمیتواند کارآمد باشد و در ترجمه های موفق، هردو رویه به کار گرفته میشود. در این مقاله ابتدا نگاهی خواهیم کرد به انواع تناظر واژگانی متون مبدأ و مقصد؛ آنگاه تلاش میشود روابط مفهومی میان واژگانی تکبهتک معرفی شوند و کاربرد آنها بهصورت میانزبانی، یعنی در چارچوبِ فرایند ترجمه بررسی گردد. ما میخواهیم بدانیم برای انتخاب معادل برای واژگان متن مبدأ چگونه میتوان از این روابط بهره گرفت. این روابط عبارتاند از: ۱- شمول معنایی، ۲- جُزء واژگی، ۳- عضوواژگی، ۴- واحدواژگی، ۵- هم معنایی (ترادف)، ۶- چندمعنایی، ۷- هم آوا-همنویسی، ۸- تقابل معنایی و ۹- تباین معنایی. قصد ما در این مقاله کشف و معرفی فرمول بندیهای فراگیری است که ترجمه را تا حد زیادی دقیق تر و منطقی تر میگردانند.