تعلیق در «برهوت عشق» و «سنگی بر گوری»
نویسندگان
1 دانشگاه آزاد اسلامی، تهران مرکزی، تهران، ایران
2 ، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران مرکزی، تهران، ایران
doi
10.22067/rltf.v1i2.84033چکیده
ادبیّات تطبیقی تصویر و انعکاس ادبیّات و فرهنگ ملّتی است در ملّت یا ملّت های دیگر. ادبیّات تطبیقی پلی است که فرهنگ ها و ملل مختلف را به هم متّصل میکند، از تأثیرپذیری ها و تأثیرگذاری ها میان ادبیّات ملّی یک کشور و دیگر کشورها سخن میگوید، پنجره های جدیدی را برای نگاه کردن به جهان میگشاید و زمینه را برای خروج ادبیّات بومی از انزوا و عزلت فراهم میسازد. در این مقاله از تبلور واقع گرایی، مضامین مشابه، مشابهت های سبک اجتماعی، فرهنگی، داستانی و بافت متن در برهوت عشق اثر فرانسوا موریاک و سنگی بر گوری اثر جلال آلاحمد سخن میگوییم و اینکه زبان آلاحمد و موریاک، بیان رنج انسان هاست. موریاک و آلاحمد وارد روح هایِ عاری از عشق، گناه کاران و سرگشتگان میشوند و موقعیّت ها، آمال، خواسته ها و شرایط اجتماعی آن ها را تجزیه وتحلیل میکنند. هر دو نویسنده معتقدند که موقعیّتها انسان ها را تحت کنترل خود دارند، موقعیّت ها و شرایط موجود هستند که این شخصیّت ها را مجبور میکنند تا بعضی از اعمال را انجام دهند، بدین دلیل این شخصیّت ها سرگشته و گمراه شدهاند و علّت سرگشتگی آن ها موقعیّت ها و شرایط موجود بوده است. مقالۀ حاضر به شیوۀ توصیفی-تحلیلی به بررسی مضمونی و تطبیقی این دو اثر میپردازد. یافته های تحقیق نشانگر این است که زندگی برای شخصیّت های این دو نویسنده زندانی است ابدی، گریزی از سرنوشت نیست و ما همواره مغلوب سرنوشت هستیم. در تابلویِ تنهاییِ انسان، شخصیّت ها به حدّ و مرزهای خود و ضعف خویش در مقابل سرنوشت، آگاهی مییابند.